خانه انجمن ها انجمن فاطمیه آيا سکوت امام علی (علیه السلام) در شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) با شجاعت ايشان تناقض ندارد ؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #11680
    user003
    مدیر

    سکوت امام علی(علیه السلام) در برابر خلفا در راستای حفظ اسلام و فراهم نبودن شرایط قیام بود. از این رو آن حضرت بارها از وضع موجود و ظلم هایی که بر خاندان ایشان روا داشته شد، شکایت کردند. آن حضرت، در خطبه شقشقیه(خطبه ی سوم نهج البلاغه)، علل سکوتشان در برابر خلفا را بیان کرده اند: “من ردای خلافت را رها ساختم، دامن خود را از آن در پیچیدم (کناره رفتم)، در حالی که در این اندیشه فرو رفته بودم که آیا با دست تنها (بدون یاور) به پاخیزم (و حق خود و مردم را بگیرم) و یا در این محیط پرخفقان و ظلمتی که پدید آورده اند، صبر کنم؟ محیطی که پیران را فرسوده، جوانان را پیر و مردان با ایمان را مانند واپسین دم زندگی به رنج وا می دارد. (عاقبت) دیدم بردباری و صبر، به عقل و خِرَد نزدیکتر است، شکیبایی ورزیدم، ولی به کسی می ماندم که خار در چشم و استخوان در گلو دارد، با چشم خود میدیدم میراثم را به غارت میبرند.
    این سخنان را امام در وضعی بیان کردند که دین اسلام در خطر بود و جهان اسلام نیز نیاز به اتحاد داشت، زیرا هم در حوزه اسلام عواملی تهدید کننده وجود داشت و هم دشمن خارجی جهان اسلام را تهدید می کرد. خطرها را می توان به این ترتیب دسته بندی کرد:
    1- اگر حضرت علی(علیه السلام) با توسل به قدرت و قیام مسلحانه درصدد قبضه حکومت و خلافت بر می آمدند، بسیاری از عزیزانی را که از جان و دل به امامت و رهبری ایشان معتقد بودند، از دست می دادند وحکومت نیز در دست غاصبان می ماند.
    2- از آن جا کله بسیاری از گروه ها و قبایلی که در سال های آخر عمر پیلامبر(صلى الله علیه و آله سلم ) مسلمان شده بودند، هنوز آموزش های لازم اسلامی را ندیده بودند، پرچم ارتداد و بازگشت به بت پرستی را برمی افراشتند و بنابراین عملا با حکومت اسلامی مخالفت می کردند و این خطری جدی بود که از امیرالمومنین در نهج البلاغه روایت شده است .
    3- علاوه بر خطر مرتدین، مدعیان نبوت و پیامبران دروغین مانند مسلیمه کذاب ،طلیحه و سجاح نیز در صحنه ظاهر شده و هر کدام طرفداران و نیروهایی دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند که با همکاری و اتحاد مسلمانان پس از زحماتی نیروهای آنان شکست خوردند
    در چنین وضعی بود که امام علی(علیه السلام) در جای دیگر از حفظ دین و اتحاد دمسلمانان سخن گفتند: ” به خدا سوگند، هرگز فکر نمی کردم که عرب خلافت را از خاندان پیامبر (صلى الله علیه و آله سلم ) بگیرد یا مرا از آن باز دارد. مرا به تعجب وانداشت جز توجه مردم به دیگری که دست او را به عنوان بیعت می فشردند. از این رو، دست نگه داشتم. دیدم که گروهی از مردم از اسلام بازگشته اند و می خواهند آیین محمد(صلى الله علیه و آله سلم ) را محو کنند. ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان نشتابم، رخنه و ویرانی در پیکر آن مشاهده کنم که مصیبت و اندوه آن بر من بیشتر و بزرگتر از حکومت چند روزه ای است که به زودی مانند سراب یا ابر از میان می رود. پس به مقابله با این حوادث برخاستم،و مسلمانان را یاری کردم تا آن که باطل محو شد و آرامش به آغوش اسلام بازگشت.(1)
    4 – خطر حمله احتمالی رومیان نیز می توانست مایه نگرانی دیگری برای جبهه مسمانان باشد؛ زیرا تا آن زمان مسلمانان سه بار با رومیان رو در رو و درگیر شده بودند و آنان مسلمانان را خطری جدی تلقی می کردند و در پی فرصتی بودند که به مرکز اسلام حمله کنند. با در نظر گرفتن نکات یاد شده، روشن می شود که چرا امام(علیه السلام) بعد از آن که مکرر حق خود را درخواست کرد و شدیدا بر غاصبان حقش اعتراض کرد، اما صبر را بر قیام ترجیح داد و با صبر، تحمل، تدبیر و دوراندیشی، جامعه اسلامی را از خطرهای بزرگ نجات داد. ولی با این همه امیرمومنان در مرحله اول و زمانى که آنها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واکنش نشان دادند و با عمر مقابله شدیدی کردند، عمر را بر زمین زدند، با مشت به صورت و گردن او کوبیدند؛ اما از آن جایى که مأمور به صبر بودند از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا(صلى الله علیه و آله سلم ) صبر پیشه کردند ( که برخی از اسباب آن در بالا ذکر شد ). در حقیقت با این کار مى خواستند به آنها بفهماند که اگر مأمور به شکیبائى نبودم و فرمان خدا غیر از این بود، کسى جرأت نمى کرد که این فکر را حتى از مخیله اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل همیشه تابع فرمان هاى الهى بوده است. سلیم بن قیس هلالى که از یاران مخلص امیرمومنان (علیه السلام) است، در این باره مى نویسد: علی علیه السّلام ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید و خواست او را بکشد؛ ولى به یاد سخن پیامبر (صلى الله علیه و آله سلم ) و وصیتى که به او کرده بود افتاد، فرمود: اى پسد صهاک قسم به آنکه محمّد را به پیامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى که پیامبر با من بسته است،نبود مى دانستى که تو نمىتوانى به خانه من داخل شوى.(2) ممکن است مخالف بگوید که دستور صبر به علی (علیه السلام) توسط پیامبر از دروغ ها و بدعت های شیعیان است. در پاسخ باید گفت که این حقیقت در کتب مخالفین نیز با سند صحیح ذکر شده است. احمد بن حنبل در مسند خود روایت کرده است: [قال عبد الله بن أحمد: حدثنی محمد بن أبی بکر المقدّمی حدثنا فُضیل بن سلیمان، يعنى النُمیری، حدثنا محمد بن أبی يحیى عن اياس بن عمرو الأسلمی عن علی بن أبی طالب قال: قال رسول الله – صلى الله علیه وسلم – :”إنه سیکون بعدی اختلاف أو أمر، فان استطعتَ أن تکون السَّلم فافعل.(3)
    علی بن ابی طالب می فرماید ، رسول خدا (صلى الله علیه و آله سلم ) به من فرمود : پس از من اختلاف و امری اتفاق می افتد ، اگر توانستی صبر و مسالمت کنی پس انجام بده .
    احمد شاکر در تحقیق خود بر روایات مسند احمد بن حنبل روایت فوق را صحیح دانسته است.

    (1). نهج البلاغه/ نامه ی62
    (2). اسرار آل محمد- سلیم بن قیس هلالی/ ص568
    (3). مسند احمد بن حنبل/ ج1 / ص469

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست