خانه انجمن ها انجمن عمومی چرا پیامبر اسلام(ص) اجازه داشتند که بیش از چهار زن بگیرند؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #10454
    ناشناس
    غیرفعال

    موضوع ازدواج و تعداد همسران پیامبر اسلام(ص) بسیار مورد سؤال قرار گفته است، اما باید گفت؛

    اوّلا: پیش از آن‌که حکم حرمت ازدواج بیش از چهار زن نازل شود، همه‌ی زنان آن‌حضرت به عقد ایشان درآمده بودند.

    ثانیا: ازدواج‌های پیامبر(ص) برای اهداف والایی مثل نجات برخی از زنان (سوده و ام حبیبه دختر ابوسفیان) از افتادن در دامن قبایل کافر و مشرک، تحکیم روابط با قبایل بزرگ عرب و جلب حمایت آنان (ازدواج با عایشه و حفصه)، حفظ مقام و آبروی بعضی از زنان با شخصیت (زینب بنت جحش)، جبران زحمت‌ها و رفع نگرانی و سرپرستی از یتیمان آنان (ام سلمه)، باطل کردن حکم جاهلی در باره‌ی همسر پسرخوانده (زینب بنت جحش)، آزادی اسیران جنگی و تحکیم مبانی اسلام در قبایل غیر مسلمان (جویریه و صفیه) و… بوده است.

    شاهد ما آن است که اکثر همسران پیامبر اسلام(ص)، زنانی بیوه و سال‌خورده بودند.

    از آنچه ذکر گردید می‌توان فهمید که اگر خداوند به پیامبرش اجازه‌ی ازدواج با بیش از چهار زن را داده است، برای مصالح مهمی بوده است که به آنها اشاره گردید. علاوه بر این، این قانون به کسی این اجازه را داده است که از آن سوء استفاده نخواهد کرد و شاهد ما رفتار و زندگی آن‌حضرت است که علی‌رغم امکان ازدواج با دختران زیبا روی، به زنان سال‌خورده اکتفا فرمود. پس به دلیل مقام والای پیامبر اسلام(ص) و مصالحی که در کار بود، بعضی از احکام و اختیارات به آن‌جناب اختصاص داده شد که از جمله‌ی آن اجازه داشتن بیش از چهار همسر بود.

    موضوع ازدواج و تعداد همسران پیامبر اسلام(ص)، موضوعی است که بسیار مورد سؤال قرار گرفته است. برای روشن شدن حقیقت مطلب توجه به نکات زیر لازم است:

    تعداد زنان پیامبر(ص)

    درباره‌ی تعداد زنان پیامبر(ص) برخی به مبالغه سخن گفته‌اند؛ حاکم در کتاب مستدرک آن‌را به هیجده نفر رسانیده است، اما صاحب کتاب امتاع الاسماع تعداد آنان را پانزده نفر بر شمرده است.پیامبر(ص) از بین این پانزده نفر، با چهار نفر، به عقد ازدواج اکتفا نمود (و با آنان همبستر نشد).[1]

    ابن اسحاق همسران آن‌حضرت را سیزده نفر برشمرده که با دو نفر تنها به برگزاری عقد اکتفا نمود و دو نفر از آنان در هنگام حیات آن‌حضرت از دنیا رفتند و در هنگام رحلت آن بزرگوار، نه زن به نام‌های «عایشه»، «حفصه»، «ام حبیبه»، «ام سلمه»، «سوده»، «زینب دختر جحش»، «میمونه»، «صفیه» و «جویریه» در خانه آن‌حضرت بودند.[2]

    نکاتی چند در باره‌ی ازدواج‌ها و همسران پیامبر(ص)پیامبر(ص) تا سن پنجاه یا پنجاه و سه سالگی غیر از «خدیجه»، همسر دیگری برنگزید.[3]اکثر زنان پیامبر(ص) پیش از آن‌که با پیامبر(ص) ازدواج کنند، ازدواج کرده بودند.پیامبر(ص) با هیچ‌یک از زنان قبایلانصارازدواج نکرد.[4]همه‌ی زنان آن‌حضرت پیش از آن‌که آیه‌ی مربوط به حرمت بیش از چهار زن، در اواخر سال هشتم هجری در مدینه نازل شود،[5]به عقد ایشان درآمده بودند.[6]پیامبر اسلام(ص) به دلیل برخورداری از ویژگی‌های منحصر به فرد حضرتشان از یک‌سو و به دلیل تشرف به مقام والای نبوت و واسطه‌ی فیض بین خالق متعال و بندگان، دارای بعضی از احکام و اختیارات اختصاصی منحصر به فرد خویش؛ نظیر خاتمیت، وجوبنمازشب بر شخص ایشان (با این‌که بر دیگران واجب نیست)، اجازه داشتن بیش از چهار همسر و… بودند که خداوندحکیمبه خاطر مصالح و اهداف با ارزشی این احکام را بر آن‌حضرت تشریع کرد و رسول گرامی اسلام(ص) در ازدواج‌های متعدد خویش، اراده و مقاصد الاهی را دنبال می‌کردند.انگیزه‌ها و حکمت‌ها در ازدواج رسول خدا(ص)

    با توجه به آنچه ذکر شد، روشن می‌شود که ازدواج‌های پیامبر(ص) برای خوش‌گذرانی نبوده است؛ زیرا اگر آن‌حضرت در پی خوش‌گذرانی بود، در سنین جوانی به این کار مبادرت می‌کرد، در حالی‌که آن‌حضرت تا سن 25 سالگی همسری انتخاب نکرد و پس از آن نیز با حضرت خدیجه(س) که در گذشته دو بار شوهر کرده و پانزده سال از ایشان بزرگ‌تر بود، ازدواج کرده و تا آخرین لحظه‌ی عمر این زن فداکار، (سن پنجاه و سه سالگی پیامبر) همسر دیگری نداشتند. بعد از رحلت حضرت خدیجه(س) اکثر همسران ایشان بیوه بودند، آن‌حضرت در حالی با «ام سلمه» ازدواج نمود که وی پیرزن و از شوهر درگذشته‌ی خویش دارای فرزند بود و رغبتی به ازدواج نداشت. هم‌چنین زینب بنت جحش در سن پنجاه سالگی و میمونه در سن 51 سالگی با آن‌حضرت ازدواج نمودند.

    دو نفر از زنان آن‌حضرت، کنیز بودند که ایشان ابتدا آنان را آزاد و سپس با آنها ازدواج کرد. اگر هدف پیامبر از ازدواج، لذت بردن بود، لذت بردن از این دو کنیز بدون ازدواج نیز ممکن بود و نیازی به آزادی و ازدواج نبود.

    بنابر این، پیامبر اسلام(ص) از این ازدواج‌ها اهداف والایی داشتند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

    الف) اهداف سیاسی اجتماعی

    نبی اکرم(ص) با عائشه دختر ابوبکر از قبیله‌ی تیم، حفصه دختر عمر از قبیله‌ی عدی، ام حبیبه دختر ابوسفیان از بنی‌امیه، ام سلمه از بنی‌مخزوم، سوده از بنی‌اسد، میمونه از بنی‌هلال و صفیه از یهود خیبر ازدواج کردند، تا اتحاد و الفت میان قبایل و پیامبر(ص) بیشتر، و دشمنی و کارشکنی آنان نسبت به مسلمانان و دعوت پیامبر(ص) کمتر گردد.

    این ازدواج‌های متعدد رسول خدا(ص) در شرایط سخت و بحرانی، (به ویژه پس از جنگ احد که نتیجه‌ی آن برای مسلمانان بسیار ناگوار بود) بود و پس از فتح مکه (پیروزی درخشان مسلمانان)، دیگر ازدواجی نداشتند. چنانچه با قبایل انصار و مسلمانان مدینه که روگردانی از حمایت پیامبر(ص) در مورد آنان مطرح نبود، پیوند زناشویی برقرار نساختند.

    رسول اکرم(ص) برای حمایت از زنان محروم و اداره‌ی زندگی آنان بویژه در شریط بحرانی صدر اسلام حفظ کرامت آنان از راه حل چند همسری بهره گرفته و مردان مسلمان را تشویق نمود که زنان بی‌سرپرست و دارای یتیم را به فراخور حالشان، با پیوند زناشویی به خانه‌های خویش ببرند تا آنان و یتیمانشان از رنج بی‌سرپرستی و تنهایی و فقر مالی و عقده‌های روانی رهایی یابند. و خود در انجام این مهم پیش‌گام بود و با بعضی از زنان بیوه و بی‌سرپرست و یتیم‌دار پیوند زناشویی برقرار کرد، تا برای دیگران الگوی پسندیده‌ای باشد.

    ب) رهایی کنیزان

    رسول خدا(ص) از شیوه‌های متعددی برای آزادی اسیران استفاده کرد که ازدواج از جمله‌ی آن است. جویریه و صفیه کنیز بودند و پیامبر این دو را آزاد کرد و سپس با آنان ازدواج نمود، تا بدین وسیله به مسلمانان بیاموزد که می‌توان با کنیز ازدواج نمود. به همین دلیل در ازدواج پیامبر با جویریه بسیاری از کنیزان آزاد شدند.

    ج) نجات زنان مسلمان از سیطره‌ی بستگان مشرک و کافر

    برخی از زنانی که مسلمان بودند، به دلیل مرگ،شهادت یا ارتداد شوهران خود، بی‌سرپرست می‌شدند و زندگی برای آنان بسیار مشکل می‌شد و در وضع بسیار آشفته‌ای به سر می‌بردند، مانند ام حبیبه دختر ابوسفیان. رسول خدا(ص) وقتی از مشکل وی با خبر شد، با وساطت نجاشی پادشاه حبشه با وی ازدواج کرد، و در حالی‌که مهریه‌ی دیگر زنان پیامبر چهارصد درهم مقرر شده بود، مهریه‌ی ام حبیبه را چهار صد دینار؛ یعنی ده برابر مهریه‌ی دیگر زنان قرار داد که این خود نشان می‌دهد که پبامبر(ص) می‌خواست با این ازدواج وی را نجات بدهد و از غلتیدن وی به دامن بستگان مشرک و کافر جلوگیری کند و از شدت نگرانی وی، از مصیبت‌های رسیده بکاهد.

    د) طرد سنت‌های غلط جاهلی

    در اسلام پسر خوانده حکم پسر واقعی را ندارد و زن پسرخوانده بر مرد محرم نیست، در حالی‌که در جاهلیت احکام پسر واقعی را به پسر خوانده سرایت می‌دادند و زن وی بر مرد محرم بود، اسلام این حکم را باطل کرد.[7]

    رسول خدا(ص) به دستور خداوند سبحان با زینب بنت جحش، همسر مطلقه‌ی زید بن حارثه پسر خوانده خود، ازدواج کرد تا بطلان این حکم جاهلی را اعلام نماید. چه بسا اگر این ازدواج رخ نمی‌داد، زید بن حارثه بعد از رحلت پیامبر(ص) به عنوان پسر پیامبر(ص) مطرح می‌شد و مسیر وراثت، امامت و خاندان پیامبر تغییر می‌کرد. ممکن بود که به زید بگویند تو وارث رسول خدا هستی و تو باید خلیفه‌ی مسلمانان شوی یا خلافت حق تو است و به هر کس می‌خواهی محول کن و یا… . فواید دیگر این ازدواج، این بود که دو حکم و سنت جاهلی را باطل کرد؛ یکی حرمت ازدواج با همسر مطلقه‌ی پسرخوانده و دیگری سنت زشت شمردن ازدواج با همسر مطلقه‌ی یک غلام آزاد شده. افزون بر اهداف ذکر شده، می‌توان اهداف مهم دیگری را برای ازدواج‌های آن‌حضرت برشمرد .

    با توجه به مقام والا و اهداف بلند نبی گرامی اسلام(ص) جای هیچ تردیدی نیست که ازدواج‌های آن‌حضرت به هیچ وجه قابل مقایسه با ازدواج‌های سایر افراد بشر نیست و خداوند متعال با توجه به ویژگی‌ها و وظایف سنگینی که بر دوش آن‌حضرت گذاشته است، چنین اختیاراتی را به حضرتش داده است. چه بسا اگر افراد دیگری با این ویژگی‌ها و وظایف، یافت می‌شدند چنین احکام و اختیارات، به آنان نیز داده می‌شد.[8]

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست