خانه انجمن ها انجمن فاطمیه آیا حضرت صدیقه سلام الله علیها بعد از پیامبر اکرم آنقدر گریه کردند تا اینکه موجب اعتراض همسایگان شد؟ آیا این مطلب با عصمت سازگار است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #11484
    user003
    مدیر

    پاسخ اجمالی:
    مراجع تقلید فرموده اند گوش کردن به صدای زن اگر مفسده ای نداشته باشد جایز است. [i] این نظر درباره مداحی و احیاناً آواز خواندن زنان یا صدای معمولی آنان است، ولی شنیدن صدای گریه زن مفسده ای ندارد.

    پاسخ تفصیلی:
    یکی از سند های احکام اسلام قول و فعل معصومان است؛ یعنی اگر پیامبر گرامی اسلام (ص)، حضرت زهرا (س) و دیگر امامان معصوم(ع) عملی را انجام دهند یا کلامی را بیان کنند که شرایط حجیت را داشته باشد، کلام یا عمل آنان، حجت است و با استناد به آن می توان حکم شرعی استنباط کرد، پس اگر ثابت شود که حضرت زهرا (س) گریه کردند و صدای ایشان را نیز مردان شنیدند و ایشان با توجه به آن، گریه شان را ادامه دادند، بهترین دلیل برای جواز این عمل است.
    گریه حضرت زهرا (س)
    در روایات از حضرت زهرا (س) به عنوان یکی از پنج تنی که بسیار گریه کرده اند(بکائین)، نام برده شده است.الْبَکَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ یَعْقُوبُ وَ یُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام…(1)
    در تاریخ ذکر شده بعد از وفات پیامبر اسلام و وقایعی که برای امام علی (ع) اتفاق افتاد، حضرت زهرا (س) بسیار متأثر گردید به طوری که گریه ایشان که نوعی اعتراض به سیاست حاکم و نوعی برانگیختن احساسات بود شنیده می شد. البته هیچ جا بیان نشده است که حضرت با صدای بلند گریه می کرده است بلکه گریه ای که بلند نباشد نیز قابل شنیدن است. اما اعتراض مردان مدینه به حضرت علی که گفتند: “به فاطمه (س) بگو یا شب گریه کند یا روز” (2)، می تواند ناظر به این باشد که با گریه حضرت و متأثر شدن زنان و دختران مدینه که با ایشان بسیار مراوده داشتند و حضرت نقش معلم و مربی آنان را داشت و با انتقال این حزن و اندوه به خانه، مردان مدینه را برانگیخت که جهت ادامه زندگی روزمره خود به این عمل حضرت اعتراض کنند، البته از طرفی دیگر وجود یک توطئه برای خنثی کردن حربه تحریک احساسات توسط حضرت زهرا (س)، را نباید از نظر پنهان داشت؛ گریه های حضرت بیشتر مزاحم حاکمان و غاصبان خلافت بود تا مردم مدینه؛ زیرا مردم مدینه می دیدند که تنها دختر پیامبرشان که در زمان پیامبر، آن قدر از او تجلیل می شد، امروز به نحو بسیار متأثر گونه ای پیوسته در حال گریه است. این ابراز احساسات می توانست مردم را نسبت به مسائل بعد از وفات پیامبر (ص) و جانشینی ایشان حساس کرده و آنان را وادار به واکنش کند.
    این دو دلیل می تواند علت اعتراض مردم مدینه به گریه های حضرت باشد.

    سبط بن جوزی از علی(علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «لمّا دفن رسول الله(صلی الله علیه وآله) جائت فاطمه فوقفت علی قبره و أخذت قبضةً من تراب القبر و أنشأت تقول:
    1ـ ماذا علی مَن شم تربة احمد *** اَلاّ یشـمّ مدی الزمان غوالیا
    2ـ صبّت علی مصائـب لو انّها *** صبت علی الأیام عدن لیالیـا»
    (زمانی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در دل خاک جای گرفت، فاطمه(علیها السلام) بر سر قبر آن حضرت آمد و مشتی خاک بر گرفت و چنین فرمود:
    1ـ چه اشکالی دارد کسی که خاک تربت احمد(صلی الله علیه وآله) را بوئید دیگر در طول زمان هیچ عطر و مشکی را نبوید. 2ـ مصیبت هایی بر من وارد شد که اگر بر روز روشن وارد می شد، آن را به شب بر می گرداند).
    و روایت شده که آن حضرت به شعر فاطمه دختر احجم تمثل کرده و فرمود:
    «قد کنتَ لی جبــلاً الوذ بظلّــــه *** فترکتنی أمشی لأجرد ضاحـــــی
    قد کنت ذات حمیة ما عشت لـی *** أمشی البراز و کنت أنت جناحـــی
    فالیوم أخضع للذلیـل و أتـــقـی *** منـــه و أدفع ظالمــــی بالراح ِ»(3)
    (1- همانا تو برای من تکیه گاهی چون کوه بودی که به سایه اش پناه می بردم، پس مرا تنها گذاشتی تا در آفتاب سوزان را ه بپیمایم. 2- تا زمانی که در کنارم بودی از من حمایت می کردی؛ به همه جا می رفتم در حالیکه تو بال و پر من بودی. 3- اما امروز از هر آدم ضعیف و ذلیلی (بخاطر فقدان تو) می ترسم و ستم کننده به خویش را با مرگ از خود دفع می کنم).
    همچنین از انس روایت شده که آن حضرت رو به اطرافیان کرد و فرمود: «کیف طابت نفوسکم أن تحثّوا التراب علی رسول الله»؛ (چگونه راضی شدید که خاک بر (پیکر) رسول خدا بریزید؟!)(4)
    و نیز نسایی در «سنن» می نویسد: فاطمه هنگامى که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وفات کرد گریست و گفت:
    «ابی وا ابتاه اجاب رباً دعاه
    جنة الفردوس مأواه من ربه ما أدناه
    الی جبرائیل نعاه»
    ( پدرم ! وای پدرم ! دعوت پرودگارش را اجابت کرد! جایگاهش بهشت فردوس است. چقدر به پروردگارش نزدیک شد! خبر رحلتش را به جبرئیل می دهیم.)
    این روایت را به همان صورتى که نسائى نقل کرده، حاکم (5) و احمد بن حنبل(6) نیز روایت کرده اند.

    (1). الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ الْبَحْرَانِیِّ یَرْفَعُهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ الْبَکَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ یَعْقُوبُ وَ یُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ ص وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع فَأَمَّا آدَمُ فَبَکَى عَلَى الْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِی خَدَّیْهِ أَمْثَالُ الْأَوْدِیَةِ وَ أَمَّا یَعْقُوبُ فَبَکَى عَلَى یُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِیلَ لَهُ تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکِینَ وَ أَمَّا یُوسُفُ فَبَکَى عَلَى یَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ السِّجْنِ فَقَالُوا إِمَّا أَنْ تَبْکِیَ اللَّیْلَ وَ تَسْکُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْکِیَ النَّهَارَ وَ تَسْکُتَ بِاللَّیْلِ فَصَالَحَهُمْ عَلَى وَاحِدٍ مِنْهُمَا وَ أَمَّا فَاطِمَةُ (ع) فَبَکَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) حَتَّى تَأَذَّى بِهَا أَهْلُ الْمَدِینَةِ فَقَالُوا لَهَا قَدْ آذَیْتِنَا بِکَثْرَةِ بُکَائِکِ وَ کَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْکِی حَتَّى تَقْضِیَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ وَ أَمَّا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (ع) فَبَکَى عَلَى الْحُسَیْنِ (ع) عِشْرِینَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِینَ سَن. وسائل‏الشیعة، ج 3، ص 281.
    (2). اجْتَمَعَ شُیُوخُ أَهْلِ الْمَدِینَةِ وَ أَقْبَلُوا إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ( ع) فَقَالُوا لَهُ یَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ فَاطِمَةَ (ع) تَبْکِی اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ فَلَا أَحَدٌ مِنَّا یَتَهَنَّأُ بِالنَّوْمِ فِی اللَّیْلِ عَلَى فُرُشِنَا وَ لَا بِالنَّهَارِ لَنَا قَرَارٌ عَلَى أَشْغَالِنَا وَ طَلَبِ مَعَایِشِنَا وَ إِنَّا نُخْبِرُکَ أَنْ تَسْأَلَهَا إِمَّا أَنْ تَبْکِیَ لَیْلًا أَوْ نَهَاراً. مجلسی ، محمد باقر، بحار الانوار،ج 43،ص 177، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.
    (3). مناوی، اتحاف السائل بما لفاطمة من الفضائل، ص 14.
    (4). همان.
    (5). مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 59.
    (6). مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 197.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست