خانه انجمن ها انجمن امامت فرق بين معجزه و کرامت چيست؟ چه تفاوتی بین معجزه انبیاء با کرامت ائمه وجود دارد؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #11982
    user003
    مدیر

    پاسخ اجمالی:
    کرامت امری است خارق العاده که خداوند به مقربان درگاهش عطا کرده، اما نه برای اثبات حق یا تحدی، اگر چه ممکن است حقی با آن اتفاقا ثابت شود. اما معجزه به امر خارق العاده ای مى گويند که همراه با تحدی و ادعاى نبوّت‏ و يا امامت باشد.

    برخی امر خارق العاده ای که برای اثبات ادعای منصبی از مناصب الهی صورت پذیرد را نیز معجزه دانسته اند، اما در این فرض از معنی اصطلاحی معجزه که طبق روایات اختصاص به انبیا و حجج الهی دارد، خارج شده اند.

    پاسخ تفصیلی:
    هنگامی که به سیره انبیاء و اولیای الهی می نگریم می بینیم که معمولا از آنها کارها و امور خارق العاده ای سر می زده است که گاه عنوان «معجزه» و گاه دیگر عنوان «کرامت» به خود گرفته است. تفاوت این دو چیست و هر کدام از آنها از چه کسی برمی آید؟

    چیستی معجزه؟
    برای روشن شدن بحث، ابتدا تعریفی از معنای «معجزه» ارائه می دهیم.
    معجزه در يك تفسير ساده، عمل خارق عادتى را مى گويند كه انجام آن از قدرت افراد عادى بيرون است و تنها به اتكاى يك نيروى مافوق طبيعى امكان پذير مى باشد.
    عملی معجزه خواهد بود که این شرایط را واجد باشد:
    1- كارى است ممكن و قابل قبول.
    2- انسان‏هاى عادى و حتّى نوابغ به اتّكاى قدرت بشرى توانايى بر انجام آن ندارند.
    3- آورنده معجزه بايد به اندازه‏ اى به كار خود اطمينان داشته باشد كه ديگران را به مقابله دعوت كند.
    4- هيچ كس نتواند همانند آن را ارائه دهد، و چنانكه از نام معجزه پيداست همه در برابر آن عاجز گردند.
    5- معجزه‏ حتماً بايد توأم با ادعاى نبوّت‏ و يا امامت باشد.
    بنابراين كارهاى خارق عادتى كه از غير پيامبر و امام سر زند معجزه ناميده نمى شود بلكه «كرامت» نام دارد.(1)

    تبیین معنای کرامت و تفاوت آن با معجزه
    واژه «کرامت» در لغت به معنای بزرگواری و عظمت معنوی است.(2) در اصطلاح علم کلام کرامت را این گونه تعریف کرده اند: امری است خارق العاده که به خاطر تقرب در پیشگاه خداوند و صفای باطن از انسان صادر می شود اما نه برای اثبات حق یا تحدی و هدف اصلی از ارائه آن این نیست. اگر چه ممکن است حقی با آن اتفاقا ثابت شود. به عبارت دیگر آن گونه کارهای خارق العاده ‏ای که از پیامبران برای «اثبات نبوت» صادر می‏ گردد – همان طور که گفته شد – «معجزه» خوانده می‏ شود و همین گونه کارها از غیر پیامبران و بدون ادعای نبوت و تحدی، با نام «کرامت» ذکر می‏ شود.
    البته کارهای خارق العاده امامان معصوم در صورتی که با ادعای «امامت» و تحدی همراه باشد را هم می توان معجزه نامید اما اگر کار خارق العاده همراه با تحدی نباشد کرامت خواهد بود.

    گستردگی معنای «معجزه» در نگاه و آرای برخی از علما
    برخی دایره معجزه را از نبوت و امامت نیز فراتر دانسته و هر امر خارق العاده ای که برای اثبات ادعای منصبی از مناصب الهی صورت پذیرد را معجزه دانسته اند. مرحوم آية الله العظمي خوئي در البيان في تفسير القرآن مي فرمايد: «معجزه در اصطلاح اين است که شخصي ادعاي منصبي از مناصب الهی نمايد و به وسيله آن يکي از قوانين طبيعت را نقض کند که ديگران از آن عاجز باشند و اين عمل شاهدي براي راستی ادعايش باشد».(3)

    اين عموميتي که ايشان در تعريف به کار بردند که هر منصب الهي باشد، شامل نواب و سفراي امام معصوم(عليه السلام) نيز مي شود، چنان که شيخ مفيد در کتاب اوائل المقالات بدان تصريح کرده، مي فرمايد: «و أقول إن ذلك جائز لا يمنع منه عقل و لا سنة و لا كتاب و هو مذهب جماعة من مشايخ الإمامية …»(4)؛ (به نظر من ظهور معجزات امکان دارد و هيچ مانعي چه عقلی و چه در کتاب و سنت نمي يابيم و این نظر عده ای از بزرگان امامیه می باشد و…).

    اما به نظر می رسد معجزه با این دایره وسیع دیگر با کرامت فرقی نداشته باشد و از مفهوم اصطلاحی خود خارج شده است. در حقیقت معجزه اصطلاحی که برای اثبات راستگویی پیامبران در ادعای نبوت صورت می گیرد در آن قید «ادعای نبوت» اهمیت دارد و همین قید آن را از کرامت جدا می کند. از طرفی هر راست گويي براي اثبات مدعای خودش نياز به معجزه ندارد، بلکه معجزه فقط براي اثبات مدعاي مقام نبوّت است،… تفاوتي که پيامبر خدا از سايرين دارد اين است که بايد همراه ادعاي نبوّتش معجزه داشته باشد.(5)

    چرا گاهی کارهای خارق العاده ائمه را «معجزه» می خوانیم؟
    اگر کارهای خارق العاده امامان و حجت های الهی را وقتی با ادعای امامت همراه باشد، نیز معجزه می نامیم بخاطر این است که امامان جانشینان پیامبران هستند و خصوصیات معجزه که برای مشخص شدن راستگو از دروغ گو در امر خطیر حجة الله بودن می باشد در مورد آنها نیز صدق می کند؛ چنانکه در روایتی ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) سؤال کرد: «لِأَيِّ عِلَّةٍ أَعْطَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْبِيَاءَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَعْطَاكُمُ الْمُعْجِزَةَ فَقَالَ لِيَكُونَ دَلِيلًا عَلَى صِدْقِ مَنْ أَتَى بِهِ وَ الْمُعْجِزَةُ عَلَامَةٌ لِلَّهِ لَا يُعْطِيهَا إِلَّا أَنْبِيَاءَهُ وَ رُسُلَهُ وَ حُجَجَهُ لِيُعْرَفَ بِهِ صِدْقُ الصَّادِقِ مِنْ كَذِبِ الْكَاذِب‏»(6)؛ (به چه دليلي خداوند عزوجل به پيامبران، فرستادگانش و شما معجزه اعطا کرده است؟ امام فرمود: تا دليلي قاطع بر صدق معجزه گران باشد. معجزه نشانه اي از سوي خداست مخصوص به انبيا و رسل و حجت هاي خدا بر روي زمين، تا راستي راستگو از دروغ دروغ گو جدا گردد). اما در غیر این امور نیازی نیست هر راست گويی برای اثبات مدعای خودش معجزه بیاورد.

    برخورداری از معجزه و نظارت و مراقبت دائمی الهی
    کرامت های «اوليای الهی» معجزه نيستند، زيرا آن ها خود ادعايی ندارند و اگر هم ادعای باطلی می نمودند، خداوند حکیم اين کرامات را بدان ها اعطا نمی فرمود، چنانکه صاحبان معجزه اگر از حق منحرف شوند این قدرت از آنها سلب می شود و حتی نابود می شوند و اين يک سنت الهي است تا حجتش بر مردمان تمام گردد. البته لزومى ندارد كه خداوند به مجرد اين كه كسى ادعاى دروغ و باطلی كند او را نابود سازد. اين سخن تنها در مورد كسانى است كه معجزه در اختيار آنهاست [و به اذن الهی قادر به انجام کارهای خارق العاده هستند]. چنین اشخاصی اگر دروغ بر خدا ببندند خداوند به آنها مهلت نمى دهد چون اغراى به جهل است؛ یعنی باعث گمراهی و جهل بندگان خدا می شود، در حالی که خداوند معجزه را برای هدایت انسانها در اختیار پیامبران قرار داده است و اگر در اختیار مدعیان دروغ گو نیز قرار دهد با حکمت خدا و هدفی که در ارسال پیامبران وجود دارد سازگار نخواهد بود.(7) اما صدور کرامت توسط اولیای الهی امری ممکن می باشد که قطعا به وقوع پیوسته؛ چنانچه خواجه طوسی می نويسد: «المسألة الخامسة في الكرامات‏. قصة مريم و غيرها تعطي جواز ظهوره على الصالحين»(8)؛ (مسئله پنجم در مورد کرامات است. داستان مريم(عليها السلام) و ديگران ثابت می کند که انجام کرامت به دست اشخاص صالح و متقی امکان دارد).

    نتیجه اینکه: کرامت پدیده ای است که از طرف اولیای الهی یعنی پیروان راستین انبیا و پیامبران الهی(علیهم السلام) انجام می گیرد و اين خود نشان مي هد که گرچه کرامت داراي خصيصه خرق عادت است و به اذن الهي از سوي اوليا صورت مي گيرد ولي هرگز با تحدی و مبارز طلبی که از خصوصیات معجزه است همراه نمی باشد و هيچ يک از اوليای کرام ادعاي نبوت و رسالت و حجة الله بودن نداشته و به هيچ وجه فرياد تحدي بر زبان مبارک خويش جاری نمی کنند و همين وجه عمده تمايز کرامت از معجزه است.

    (1). پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان‏، مكارم شيرازى، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم‏، 1386 هـ ش‏، چاپ هجدهم‏، ص 179.

    (2). لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مكرم، دار صادر، بيروت، 1414 هـ ق، چاپ سوم، ج ‏12، ص 511.

    (3). البيان في تفسير القرآن، خویی، ابو القاسم، مؤسسه احیاء آثار الامام الخویی، قم، بی تا، ص 33.

    (4). أوائل المقالات في المذاهب و المختارات‏، شيخ مفيد، المؤتمر العالمي للشيخ المفيد، قم، 1413هـ ق‏، چاپ اول‏، ص 69.

    (5). كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، علامه حلى، تحقیق: حسن زاده آملى، حسن‏، مؤسسة النشر الإسلامي‏، قم‏، 1413 هـ ق‏، چاپ چهارم‏، ص 352.

    (6). بحارالأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 هـ ق‏، چاپ دوم‏، ج 11، ص 71.

    (7). پيام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 هـ ش‏، چاپ نهم‏، ج ‏7، ص 275.

    (8). كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، همان‏، ص 351.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست