خانه انجمن ها انجمن مهدویت ضرورت برپایی حکومت عدل جهانی از راه فطرت چگونه قابل تبیین است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #10945
    مهدی دقیقی
    مدیرکل

    ایمان به حتمیت ظهور منجی عالم در فکر عموم انسان ها وجود دارد، منشا این فکر یک رشته اصول قوی ومتین است که از سرشت وفطرت اصیل انسانی سرچشمه گرفته است؛ زیرا بشر فطرتا طالب رسیدن به کمال در تمام زمینه های مربوط به خود است واو می داند که این کمال، تنها در سایه حکومت عدل توحیدی تحقق می یابد.
    شهید صدر (رحمه الله) می فرماید: (اعتقاد به مهدی (علیه السلام) تنها نشانه یک باور اسلامی با رنگ خاص دینی نیست، بلکه افزون بر ان، عنوانی است بر خواسته ها وارزوهای همه انسان ها با کیش ها ومذاهب گوناگون، ونیز بازده الهام فطری مردم است که با همه اختلاف هایشان در عقیده ومذهب دریافته اند که برای انسانیت در روی زمین، روز موعودی خواهد بود که با فرارسیدن ان، هدف نهایی ومقصد بزرگ رسالت های اسمانی تحقق می یابد…).(۱۲)
    برهان فطرت را با بیان های مختلف می توان تبیین نمود:
    بیان اول
    الف. انسان در درون خود میل به حکومت عدل جهانی توحیدی را احساس می کند.
    ب. این حکومت باید موجود شود؛ زیرا میل وکشش درونی از امور ذات الاضافه است که بدون مضاف الیه امکان پذیر نیست.
    ج. مصداق کامل ان حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) است.
    نتیجه: حکومت عدل جهانی ضرورت دارد.
    بیان دوم
    الف. انسان با قطع امید از وضعیت موجود جهان احساس نوعی امید به حکومتی برتر دارد.
    ب. وجود چنین امیدی دلیل بر تحقق ان در عالم خواهد بود.
    نتیجه: حکومت عدل جهانی ضرورت دارد.
    بیان سوم
    الف. انسان فطرتا از ظلم متنفّر است.
    ب. انسان انچه را که از او متنفّر است طبیعتا نابودی ان را خوش دارد.
    ج. بشر، خود به تنهایی قادر بر این عمل نیست.
    نتیجه: برپایی حکومتی که در ان اثری از ظلم نباشد ضرورت دارد.
    آیا عدالت خواهی فطری است؟
    در بین صاحب نظران بحث است که آیا میل به عدالت با قطع نظر از منافع شخصی انسان، فطری است ودر نهاد انسان وجود دارد یا خیر؟
    اسلام معتقد است که در نهاد بشر عدالت خواهی وجود دارد، گرچه منافعش را نیز تامین نکند. اگر بشر خوب تربیت شود به جایی می رسد که خودش واقعا عدالت خواه می شود. برای اثبات این مطلب می توانیم مواردی را عرضه کنیم که افرادی عادل وعدالت خواه بوده اند در حالی که منافعشان هم ایجاب نمی کرده است ولی عدالت، ایده وهدف وارزویشان بوده است، بلکه عدالت را در حدّ یک محبوب دوست داشته اند وخودشان را فدای راه عدالت کرده اند.
    در مقابل، اکثر فیلسوفان اروپا معتقدند که در نهاد بشر چنین قوه ونیرویی اساسا وجود ندارد، وهمین فکر است که دنیا را به اتش جنگ سوق داده ومی دهد. انان معتقدند که عدالت اختراع مردان زبون است؛ زیرا مردان ضعیف وزبون وقتی در مقابل افراد قوی قرار گرفتند چون زور نداشتند با انها مبارز کنند کلمه عدالت را اختراع کردند که عدالت خوب است وانسان باید عادل باشد. ودلیلش هم این است که همین شخص طرفدار عدالت اگر خودش زورمند شود همان کاری را خواهد کرد که ان زورمند سابق می کرد.
    (نیچه)، فیلسوف معروف المانی می نویسد: (چقدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده ام وقتی دیده ام ضُعفا دم از عدالت وعدالت خواهی می زنند. نگاه می کنم می بینم اینها که می گویند عدالت، چون چنگال ندارند. می گویم: ای بیچاره! تو اگر چنگال می داشتی هرگز چنین حرفی را نمی زدی).
    این گروه خود نیز بر دو دسته اند: یک دسته می گوید: عدالت را به عنوان یک ارزو نباید به دنبالش رفت، بلکه باید به دنبال قوت ونیرو رفت. وگروهی دیگر معتقدند که به دنبال عدالت باید رفت از ان جهت که منافع فرد در ان است نه از جهت مطلوبیت ذاتی ان. برتراند راسل فکرش چنین است.
    ولی از همه این اقوال که بگذریم هنگامی که به فطرت خود باز می گردیم درمی یابیم که موضوع عدالت خواهی از امور فطری بشر است.
    فطری بودن عدالت خواهی را از چند راه می توان به اثبات رسانید:
    ۱ – درون کاوی ومطالعه حالات روانی؛ زیرا گرایش های فطری از نهاد روح وجان انسان سرچشمه گرفته واز پدیده های روانی اوست.
    ۲ – رجوع به ارای روان شناسان که به فعالیت های روانی ورفتارهایی که نمودار انها است می پردازد.
    آیا از راه براهین فلسفی می توان ضرورت حکومت عدل جهانی را به اثبات رساند؟

    فلاسفه اسلامی (قسر دائم) و(قسر اکثری) را در عالم طبیعت محال وامری نشدنی می دانند.
    مقصود از (قسر دائم) ان است که حقیقتی از حقایق هستی در دوره روزگارش از خواسته طبیعی خود محروم باشد. مثلا اتش هیچ گاه حرارت نداشته باشد یا در جهان نیرویی باشد که از اغاز پیدایش اتش تا هنگامی که اتش در جهان وجود دارد از حرارت اتش جلوگیری کند. این امری محال است، که در فلسفه به اثبات رسیده است.
    مقصود از (قسر اکثری) ان است که طبیعت در اکثر دوره عمرش از اقتضای ذاتی خود محروم باشد. این را هم فلاسفه محال می دانند. این نظریه فلسفی که به شکل قانون در جهان هستی جاری است به ما می گوید که روزگار ظلم وجور در بشر سپری خواهد شد وبه جای ان روزگار عدل وداد خواهد امد.
    این نظریه فلسفی می گوید: قسر انسانیت در عمر او محال است، چنان که در بیشتر عمر او نیز محال خواهد بود. پس روزگاری خواهد امد که روزگار انسانیت باشد. وبه یقین روزی خواهد امد که بشر از اسارت وبردگی حیوان صفتان رهایی یابد ودر سایه مهر انسان ها زیست کند وزندگی داشته باشد.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست