خانه انجمن ها انجمن مهدویت سند دو توقیع صادر شده از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر شیخ مفید چگونه قابل اثبات است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #11733
    user003
    مدیر

    سوال:
    سند دو توقیع صادر شده از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر شیخ مفید چگونه قابل اثبات است؟

    جواب:
    سند این دو توقیع را از جهاتی می توان مورد توجه قرار داده وبرای اعتبار ان چاره ای اندیشید، گر چه شیخ طبرسی که تنها ناقل این دو توقیع است انها را مرسلا وبدون سند نقل کرده است.
    ۱ – طبرسی این دو روایت را از مسلّمات به حساب اورده که این به نوبه خود دلالت بر اعتقاد به صحت سند نزد او دارد. وممکن است که طبرسی به جهت شهرت ووضوح این دو توقیع، سند انها را حذف کرده است، همان گونه که سند بسیاری از روایات را حذف کرده است.
    ۲ – مضامین عالی که در این دو روایت است ونیز خبرهای صادقی که در ان دو به انها اشاره شده نیز از جمله شواهد صدق این دو توقیع وانتساب به حضرت مهدی (علیه السلام) است.
    و امری که موجب ازدیاد اطمینان به این دو توقیع است اینکه محدّث بحرانی بعد از انکه اشعار منسوب به امام زمان (علیه السلام) در رثای شیخ مفید را نقل می کند که بر قبر او نوشته شده بود، می فرماید: (این اشعار از امام زمان (علیه السلام) نسبت به شیخ مفید (علیه السلام) بعید نیست، بعد از انکه توقیعاتی از ناحیه حضرت (علیه السلام) برای شیخ فرستاده شد، توقیعاتی که مشتمل بر تعظیم واجلال فراوانی بوده است…). ان گاه می گوید: (شیخ یحیی بن بطریق حلّی در رساله نهج العلوم الی نفی المعدوم معروف به (سؤال اهل حلب) دو طریق در تزکیه شیخ مفید ذکر کرده است:
    الف) صحت نقل او از ائمه طاهرین (علیهم السلام)، ان طوری که در تصانیف او از مقنعه ودیگر کتب ذکر شده است.
    ب) انچه را که عموم شیعه روایت کرده ومورد قبول قرار داده است که صاحب الامر – صلوات الله وسلامه علیه وعلی ابائه – دو نامه به او نوشته است به این نحو که در هر سال یک نامه، وعنوان نامه (به سوی برادر سدید..).است، واین بالاترین تعبیر در مدح وتزکیه وثنای شیخ مفید در گفتار امام امت وجانشین ائمه است.
    گفتار ابن بطریق دلالت دارد بر اینکه این دو توقیع مورد اجماع است. ونیز از کلام طبرسی در مقدمه (احتجاج) استفاده می شود که این دو توقیع از قسم احادیثی است که مورد اجماع علما بوده ولذا سند ان دو را ذکر نکرده است.
    ابن شهر اشوب در (معالم العلماء) در ترجمه شیخ مفید می گوید: (صاحب الزمان (علیه السلام) او را شیخ مفید نامید…).(۸۴۷) ظاهرا مراد او همان چیزی است که در توقیع حضرت به شیخ مفید آمده است که فرمود: (للاخ السدید والولی الرشید، الشیخ المفید…).
    ۳ – طبرسی در مقدمه کتاب (احتجاج) می گوید: (بیشتر روایاتی را که نقل می کنیم سند انها را نمی اوریم یا به جهت وجود اجماع بر ان روایت است، ویا به جهت موافقت ان با دلیل عقل ویا شهرت ان در سیره ها وکتاب ها بین مخالف وموافق…).(۸۴۸)
    این دو توقیع نیز از یکی از این سه احتمال خالی نیست.
    ۴ – مصلحت عمومی نیز اقتضای صدور چنین نامه ها وتوقیعاتی را در اوایل عصر غیبت کبرا داشته است.
    یکی اینکه حضرت با این نامه ها به جماعت شیعیانش دستورات لازم را برساند.
    ودیگر اینکه با فرستادن این نامه ها به دست علمای صالح امثال شیخ مفید (رحمه الله) ریاست وزعامت او را تثبیت کرده، مردم را به اطاعت از او در عصر غیبت کبرا تشویق کند. همان گونه که در نامه خود به ابن بابویه خطاب به او فرمود: (یا شیخی! یا اباالحسن).
    (۸۴۷) معالم العلماء، ص ۱۱۳، رقم ۷۶۵.
    (۸۴۸) مقدمه احتجاج، ص ۱۴.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست