خانه انجمن ها انجمن امامت دیدگاه شیعه در مورد مسأله خلافت چیست؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #11944
    user003
    مدیر

    پاسخ اجمالی:
    خلافت از دیدگاه شیعه، ولایتى الهى مانند نبوّت است و خلیفه پیامبر(ص) عهده دار مناصب گوناگونى مثل تبلیغ و تبیین مجملات و… می باشد. نصب خلیفه لطفى از جانب خداست و سپردن این امر به افراد امّت جایز نیست؛ زیرا برای امام شرایطی مثل علم، عصمت، پاکى نفس و… لازم است که فقط خدا از آنها آگاه است نه افراد بشر. ضمن اینکه پیامبر(ص) خطاب به برخی قبائل از لزوم تعیین خلیفه از طرف خدا خبر داده است.

    پاسخ تفصیلی:
    خلافت از دیدگاه شیعه، ولایتى الهى مانند نبوّت است و خلیفه پیامبر(صلى الله علیه وآله) عهده دار مناصب گوناگونى است از جمله : تبلیغ و تبیین مجملات و تفسیر معضلات، و ردّ فروع بر اصول و جنگ بر اساس تأویل(1) ـ همان گونه که پیامبر بر اساس تنزیل قرآن مى جنگید ـ و اظهار آنچه پیامبر نتوانسته است به مردم بشناساند، حال یا به خاطر اینکه هنوز وقت عمل به آن نرسیده بود، یا مردم ظرفیت آن را نداشتند، و یا علّتهاى دیگر پس نصب پیامبر(صلى الله علیه وآله) و خلیفه، لطفى از جانب خداست و این لطف که به معناى نزدیک کردن بندگان به طاعت و دور ساختن آنها از معصیت است بر خداوند متعال واجب مى باشد؛ و چون هر پیامبرى زندگىِ تا ابد برایش مقدّر نشده، پس هر گاه وفات کند بر خداوند ـ جلّت عظمته ـ واجب است کسى را به عنوان جانشین آن پیامبر(صلى الله علیه وآله)بر مردم بگمارد تا دین را با بیانش تکمیل، و شبهه هاى کافران را با برهانش زایل نماید، و با دست و زبانش کج روى ها و ضعف ها را اصلاح نماید .
    و چون خداوند بر خود لازم دانسته که به بندگانش نیکى کند، و خیر و سعادت آنها را تأمین نماید، پس باید کسى را براى پیشوایى آنها انتخاب کند که بتواند عهده دار این مسؤلیت سنگین باشد، و در همه وظایف مانند پیامبرى که وى خلیفه او شده ، عمل کند.
    و سپردن این امر (تعیین خلیفه) به افراد امّت ، یا به اهل حلّ و عقد ( افراد خُبره) جایز نیست; زیرا عقل سلیم در امام ، شرایطى را واجب مى داند که برخى از آنها از نفسیّات و ملکات مخفى هستند و فقط عالِم به سرائر (خداوند متعال) از آن آگاه است; مانند علم، عصمت، قداست و پاکى نفس; و شناخت این صفات به عهده خداوند است نه افراد بشر زیرا خداوند متعال مى فرماید: «وَرَبُّکَ یَعْلَمُ مَا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا یُعْلِنُونَ»(2)؛ (و پروردگار تو مى داند آنچه را که سینه هایشان پنهان مى دارد و آنچه را آشکار مى سازند) و «اللهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ»(3)؛ (خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد) .
    پس اُمّتى که علم به غیب ندارد نمى تواند تشخیص دهد چه کسى به این اوصاف آراسته است، و خوبان در غالب موارد اشتباه مى کنند. در جایى که پیامبرى مانند موسى ـ على نبیّنا و آله و علیه السلام ـ نتیجه انتخابش از میان هزاران نفر ، افرادى بودند که در آخر گفتند: «خدا را آشکارا به ما نشان ده»، پس چه انتظارى مى توان از افراد عادى و انتخاب آنها داشت؟! و نمى توان مطمئن بود که فرد مفسدى را انتخاب نکنند، یا به فردى منحرف و شرور روى نیاورند، یا پشت سر کسى جمع نشوند که در واقع و باطن، خیر و خوبى امّت را نمى خواهد بلکه به دنبال منافع شخصى است، چنانکه امثال آن در بیعت با معاویه و یزید و خلفاى اموى اتّفاق افتاد . بنابراین بر خداوند واجب است که در این امر ، اختیار را به عهده خلایقى که ظلوم و جهول(4) آفریده شده اند نگذارد«وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَآءُ وَیَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ»(5)؛ (پروردگار تو هر چه بخواهد مى آفریند، و هر چه بخواهد برمى گزیند; آنان (در برابر او) اختیارى (در این امر) ندارند) . «وَمَا کَانَ لِمُؤْمِن وَلاَ مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یَکُونَ لَهُمُ ا لْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُّبِیناً»(6)؛ (هیچ مرد و زن با ایمانى حقّ ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند ، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس خدا و رسولش را نافرمانى کند ، به گمراهى آشکارى گرفتار شده است) .
    چگونه ممکن است مردم در این امر(انتخاب خلیفه) اختیارى داشته باشند با وجود کثرت هدف ها و خواسته هایى که دارند ، و با وجود تفرقه هاى قومى و طایفه اى و قبیله اى که در فرزند آدم از روز اوّل بوده است .
    و پیامبر اعظم(صلى الله علیه وآله) از روز نخست ، از این مطلب (لزوم تعیین خلیفه از طرف خدا) خبر داد ; آنگاه که دعوت خود را بر قبایل عرضه کرد ، و قبیله بنى عامر بن صعصعه را به سوى خدا دعوت کرد ، و یکى از آنها گفت : اگر ما از تو پیروى کردیم ، و سپس خداوند تو را بر مخالفان پیروز کرد آیا بعد از تو ولایت ، از آنِ ما مى شود؟ و حضرت فرمود : «إنّ الأمر إلى الله یضعه حیث یشاء»(7)؛ ( این امر برعهده خداست و او هر کجا که بخواهد قرار مى دهد) .نتیجه اینکه شیعه معتقد است که خلیفه پیامبر(صلى الله علیه وآله) باید در تمام صفات کمالیه کامل، و بر همه امت برترى داشته باشد؛ و شناخت مصداق آن نیز از عهده بشر خارج است.(8)

    (1). و پیامبر(صلى الله علیه وآله) مولا امیرالمؤمنین را با همین مطلب شناساند و فرمود : «إنّ فیکم من یقاتل على تأویل القرآن کما قاتلتُ على تنزیله» [در میان شما کسى است که به خاطر تأویل قرآن مى جنگد همان طور که من به خاطر تنزیل آن جنگیدم] . ابوبکر گفت : اى رسول خدا! آن شخص من هستم؟ فرمود : نه . عمر گفت: اى رسول خدا! آن شخص منم ؟ فرمود: «لا ، ولکن خاصف النعل» [نه ، بلکه آن شخص ، کسى است که کفش هاى مرا پینه مى کند] ، و کفش هاى خود را به على مى داد و او آنها را پینه مى کرد . گروهى از حفّاظ این روایت را نقل کرده اند ، و حاکم و ذهبى [در المستدرک على الصحیحین، ج 3، ص 132 ، ح 4621 ، و همین طور در تلخیص آن] و نیز هیثمى [در مجمع الزوائد، ج 9، ص 133] آن را صحیح دانسته اند .
    (2). سوره قصص ، آیه 169 .
    (3). سوره أنعام ، آیه 124 .
    (4). سوره أحزاب ، آیه 72 .
    (5). سوره قصص ، آیه 68 .
    (6). سوره أحزاب ، آیه 36 .
    (7). سیرة ابن هشام، ج 2 ، ص 32 [ج2، ص 66] ؛ الروض الاُنُف، ج 1 ، ص 264 [ج4، ص38 ـ 39] ؛ بهجة المحافل ، عماد الدین عامرى، ج 1 ، ص 138 ؛ السیرة الحلبیّة، ج 2 ، ص 3 ؛ سیرة زینى دحلان، ج 1 ، ص 302 [ج1، ص 147] حاشیه کتاب سیره حلبى ; حیاة محمّد ، هیکل ، ص 152 [ص 201 ـ 202] .
    (8). گردآوري از کتاب: گزیده ای جامع از الغدیر، محمد حسن شفیعی شاهرودی، قلم مکنون، قم، 1428 ه.ق ، ص 628.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست