خانه انجمن ها انجمن نبوت آيا پيامبر اسلام(ص) دستگاه اطلاعاتى داشته است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #10898
    user001
    مدیر

    نمونه‌‏اى از كارهاى اطلاعاتى كه در عصر پيامبر (ص) انجام گرفت ماجراى حذيفه در جنگ احزاب است. در بسيارى از تواريخ آمده است، كه در يكى از شب‌هاى جنگ احزاب، بعد از آنكه ميان لشگر احزاب اخلاف افتاده بود، پيامبر (ص) فرمود: «آيا كسى از شما هست كه در اين تاريكى به لشكرگاه دشمن برود تا خبرى از آنها بياورد، هركس چنين كند رفيق من در بهشت خواهد بود». حذيفه يكى از اصحاب رسول خدا (ص) می‌گويد هيچ كس به خاطر شدّت خستگى، گرسنگى و وحشت از جا بر نخاست، پيامبر (ص) چشمش به من افتاد، و مرا صدا زد و فرمود: «برو و خبرى از آنها براى من بياور، امّا هيچ كار ديگرى در آنجا انجام نده تا باز گردى» او می‌گويد، من به سوى لشكرگاه قريش آمدم، در حالى كه طوفان سختى مى‏وزيد و همه چيز آنها را در هم می‌ريخت، ناگهان شبح «ابوسفيان» را ديدم كه در ميان آن ظلمت و تاريكى فرياد مى‏زند، اى قريش (سخن با شما دارم) هر كدام دقّت كنيد و كنار دستى خود را بشناسيد، بيگانه‌‏اى در اينجا نباشد، «حذيفه» می‌گويد من پيشدستى كردم و فوراً به كسى كه در كنارم بود گفتم تو كيستى؟ گفت من فلانى هستم، گفتم بسيار خوب. سپس ابوسفيان گفت به خدا سوگند اينجا جاى توقّف نيست، شترها و اسب‌هاى من از دست رفتند و يهود بنى قريظه پيمان خود را شكستند و اين باد و طوفان شديد، چيزى براى ما باقى نگذاشت، برخيزيد و حركت كنيد كه من آماده حركتم، سپس شتابزده به سراغ مركب خود رفت، من فكر كردم با يك تير حساب او را برسم، همينكه خواستم تير را رها كنم به ياد سخن پيامبر (ص) افتادم كه فرمود دست از پا خطا نكن و برگرد و فقط خبرى براى من بياور، من باز گشتم و ماجرا را عرض كردم.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست