خانه انجمن ها انجمن نبوت آيا الفاظ قرآن از سوى خداست يا اين الفاظ از زبان پيامبرصلى الله عليه وآله است؟ با توجه به اينكه خداوند محدود به زمان و مكان جغرافيايى نيست و زبان مردم خاصى را ندارد؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #10876
    user001
    مدیر

    نزول قرآن به زبان عربى، با توجه به مخاطبان نخستين و شخص پيامبرصلى الله عليه وآله- كه عرب زبانند يك جريان طبيعى است و هر سخنورى، مطالب خويش را با زبان مخاطبان خود بيان مى‏كند. خداوند متعال نيز در ارسال پيامبران و ابلاغ پيام‏هاى خويش، همين رويه را تأييد كرده و به كار گرفته است‏.

    اما در اين باره بايد به چند نكته مهم توجه كرد:

    يكم.

    قرآن كريم براى تنزل در اين عالم، نياز به زبان خاص دارد و آن عربى فصيح و مبين است. اما زبان و فرهنگ آن، همان «زبان فطرت» است به شكلى كه همگان آن را مى‏فهمند و تنها در اين صورت مى‏تواند جهان شمول باشد. اگر فرهنگ قرآن، متعلق به يك نژاد و گروه خاصى بود، هيچ گاه نمى‏توانست جهانى باشد. از اين رو قرآن كريم، كتابى ساده و معمولى نيست تا انسان بتواند بر اثر آشنايى با قواعد عربى و مانند آن، به همه معارفش دست يابد بلكه كتابى است كه ريشه در اوج آسمان و مقام «لدن» دارد و از علم خداوند سرچشمه گرفته است و درك معارف بى‏كران آن، بدون نردبان پرهيزگارى و ارتباط با خدا امكان‏پذير نيست.

    دوم.

    همان طور كه ايجاد حقيقت وحى، اختصاص به ذات خداوند متعال دارد، تنزل آن حقيقت به لباس عربى مبين و الفاظ اعتبارى نيز كار خداى متعال است نه آنكه فقط معناى كلام و وحى الهى در قلب پيامبرصلى الله عليه وآله تنزل يافته باشد و آن حضرت با انتخاب خود، الفاظى را به عنوان لباس آن معارف قرار داده باشد. الفاظ قرآن كريم از سوى خداوند تعيين شده و لذا جنبه اعجازى دارد. آياتى چند از قرآن دلالت دارد كه علاوه بر محتوا، الفاظ و عبارت‏هاى عربى قرآن نيز از ناحيه خداوند به پيامبرصلى الله عليه وآله وحى شده است‏.

    سوم.

    ارتباط الفاظ با معانى، ارتباطى تكوينى و حقيقى نيست بلكه در اثر قرارداد است كه لفظ معينى با قراردادى ويژه، نشانه معناى خاصى مى‏گردد و به همين دليل است كه براى يك معناى خاص در اقوام مختلف، الفاظ گوناگونى وجود دارد و نيز به همين دليل است كه يك حقيقت تكوينى- همچون وحى گاهى به صورت عربى مبين ظهور مى‏كند، گاهى به صورت عبرى، زمانى به زبان سريانى و… با توجه به اين نكته، شايد اين سؤال پديدار شود كه چگونه وحى الهى، از مقام قدسى خداوند- كه جز تكوين صرف چيزى نيست به كسوت الفاظ و كلمات اعتبارى- كه قرارداد محض است درمى آيد؟

    در پاسخ به اين سؤال به طور مختصر مى‏توان گفت: تنزل تكوينى قرآن، بايد مسيرى داشته باشد تا در آن مسير، حقيقت قرآن فرود يابد و با «اعتبار» پيوند بخورد و اين مسير همان نفس مبارك رسول خدا است كه مى‏تواند بهترين معبر، براى پيوند امر تكوينى و قراردادى باشد. مانند انسان‏هاى ديگر كه همواره حقايق معقول را از بلنداى عقل، به مرحله تصور تنزل مى‏دهند و از آنجا به صورت فعل يا قول، در گستره طبيعت پياده مى‏كنند. بنابراين آنچه قرآن را آيين جهان شمول ساخته، «زبان فطرى» آن است كه در گويش «زبان عربى»، رسا و گويا جلوه‌‏گر شده است. زبانى كه الفاظ آن، ظرفيت نمايش معانى گسترده و پردامنه را دارا است. از اين رو آشنايى با زبان عربى و تلاوت قرآن به زبان عربى، همچون مدخل ورودى براى نيل به مراتب و مراحل بالاتر اين كتاب بى‏نظير است.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست