خانه انجمن ها انجمن نبوت آن آيه اى را كه پيامبر(ص) اجر رسالتش را دوستى با نزديكانش قرار داده و چند تا از آياتى را كه پيامبر اسلام(ص) و ديگر پيامبران اجر خود را فقط نزد خدا دانسته اند مى خواستم. همچنين چرا تنها پيامبر اسلام (ص) اجر تعيين كرده؟ آيا با آن آياتى كه اجر خود را فقط از خدا خواسته اند تناقض ندارد؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #10861
    user001
    مدیر

    «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبى» (شورى (42)، آيه. 23) «بگو من هيچ مزد و پاداشى بر رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزديكانم (- (اهل بيتم)-)».

    پاسخ اين سؤال را خداوند در قرآن داده است در سوره فرقان، آيه 57 مى فرمايد: «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً» «بگو من در برابر آن (- (ابلاغ آيين خدا)-)، هيچ گونه پاداشى از شما نمى طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگزيند (- (اين پاداش من است)-)».

    توضيح: اگر در يك موضوع، دو استثنا آورده شود مانند:. 1 امروز هيچ كس خانه ما نيامد الاّ برادرم.. 2 امروز هيچ كس خانه ما نيامد الاّ حسن در اين صورت، يا هر دو مطلب دروغ است يا يكى از آن دو و اگر بخواهد دو مطلب صادق و صحيح باشد، بايد يكى از آن دو مطلب، انطباق بر ديگرى داشته باشد و در واقع، آن دو مطلب، يكى باشند يعنى در مثال مذكور، اگر حسن همان برادر گوينده باشد، هر دو جمله صادق هستند.

    حال در قرآن كريم، دو استثنا در موضوع مزد رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله وارد شده است

    1 در سوره شورى مى فرمايد: من مزد رسالت نمى خواهم الاّ محبت به اهل بيتم.

    2 در سوره فرقان مى فرمايد: من مزد رسالت نمى خواهم الا پيمودن راه خدا.

    از آن جا كه كذب و اشتباه در قرآن و كلام خداوند راه ندارد، از اين دو استثنا، يك موضوع فهميده مى شود و آن اين كه محبت به اهل بيت، همان پيمودن راه خداست.

    محبت، تبعيت مى آورد و اگر انسان شخصى را دوست داشته باشد، سعى مى كند پيرو او باشد و به خواسته ها و سليقه هاى او، احترام بگذارد و يك محبّ (دوستدار)، هيچ گاه مخالفت با محبوب خويش نمى نمايد.

    در نتيجه، سود اين محبت، رسيدن به خداست زيرا اهل بيت پيامبرعليهم السلام راهى به غير از راه خدا نمى روند و به همين جهت، قرآن در سوره سبأ، آيه 47 مى‌فرمايد: «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ» «بگو: هر اجر و پاداش از شما خواسته ام، براى خود شماست (- (به نفع شما است)-)».

    نكته مهم:

    از آن جا كه محبت واقعى، هم جهت نفى دارد و هم جهت اثبات، مزد رسالت واقعى، محبتى است كه با بغض و دورى از دشمنان اهل بيت عليهم السلام كه دشمنان خدا نيز هستند همراه باشد و در نتيجه، ثمره محبت به اهل بيت پيامبرصلى الله عليه وآله نزديك شدن به خداوند و دور شدن از دشمنان خداست (تولى و تبرى) و قطعاً مى توان گفت كه مهم تر و اثرگذارتر از اين مسئله در دين دارى انسان ها، وجود ندارد زيرا اگر چيزى از اين امر، مهم تر بود، آن چيز، بايد مزد رسالت بيست و سه ساله خاتم انبيا قرار مى گرفت.

    بنابراين آنچه كه از آيات قرآن در مورد اجر ومزد رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله استفاده می‌شود، در قالب نكات زير مندرج است:

    1 پيامبر اكرم (ص) بارها فرموده اند كه من اجرى از شما مردم طلب نمى كنم.

    خداوند متعال فرمود: «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفين (اى پيامبر) بگو: «من براى دعوت نبوّت هيچ پاداشى از شما نمى‏طلبم، و من از متكلّفين نيستم» (ص: 86)

    همچنين فرمود: «قُلْ مَا أَسئَلُكمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلا مَن شاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سبِيلاً بگو بر اين رسالت اجرى از شما طلب نمى‏كنم جز اينكه هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش در پيش گيرد» (فرقان، 57)

    ايضاً فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرى لِلْعالَمينَ بگو: «در برابر اين (رسالت و تبليغ)، پاداشى از شما نمى‏طلبم اين (رسالت)، چيزى جز يك يادآورى براى عالميان نيست» (الأنعام: 90)

    2 آنچه رسول خدا به عنوان اجر درخواست نموده، براى خودش نبوده بلكه براى خود مردم بوده است.

    خداوند متعال فرمود: «قُلْ مَا سأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِى إِلا عَلى اللَّهِ وَ هُوَ عَلى كلِّ شىْ‏ءٍ شهِيد بگو من مزدى از شما نمى خواهم مگر آنكه آن مزد براى خود شماست. مزد من جز بر خدا نيست و او بر هر چيزى گواه است» (سباء، 47)

    يعنى آنچه من مى خواهم براى خودم نيست بلكه به نفع خود شما مى خواهم نظير اينكه معلّمى به شاگردانش بگويد: بهترين هديه و مزد شما به من آن است كه خوب درس بخوانيد. روشن است كه خوب درس خواندن دانش آموز به نفع خود اوست ولى معلّم را خوشحال مى كند چون مى بيند كه زحماتش به هدر نرفته است.

    3 رسول خدا (ص) چه اجرى از مردم براى مردم خواست؟

    خداوند متعال فرمود: «… قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبى بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم» (الشورى: 23)

    پس اين همان چيزى است كه رسول خدا (ص) از مردم براى مردم خواست. يعنى از آنان خواست كه اهل بيت مرا دوست داشته باشيد تا در سايه ى محبّت آنها از آنها اطاعت كنيد و در سايه ى اطاعتشان رستگار شويد. به تعبير ديگر، رسول الله (ص) از مردم خواست كه هدايتهاى مرا باطل نسازيد و طريقه ى مرا كه توسّط اهل بيتم ادامه مى يابد، پيگيرى كنيد لذا اگر كسى از اهل بيت من دورى گزيد در حقيقت زحمات مرا ارج نگذاشته و مديون زحمات هدايتى من خواهد بود.

    بنا بر اين حقيقت امر آن است كه رسول خدا (ص) نه تنها ازمردم چيزى نخواسته بلكه چيزى به آنها داده است و آن نعمت حبّ اهل بيت رسول خداست و اطاعت از آنهاست كه موجب هدايت انسانها مى شود. كما اينكه خداوند متعال، حبّ و اطاعت رسول خدا را به مردم هديه داده است. لذا در حديث ثقلين تصريح نمود كه من دو چيزى بين شما گذاشته و مى روم يكى قرآن و ديگرى اهل بيتم. رسول الله (ص) فرمودند: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِى أَهْلَ بَيْتِى فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا لَا تَضِلُّوا اى مردم من در ميان شما دو شى‏ء گرانبها را تكر می‌كنم كتاب خدا و اهل بيتم را پس به آنها چنگ بزنيد كه گمراه نمى شويد» (الإحتجاج على أهل اللجاج، ج 1، ص 149)

    از علماى اهل سنّت نيز روايت شده كه قال رسول الله (ص): «… فانظروا كيف تخلّفونى فى الثقلين. فقام رجلٌ فقال يا رسول الله و ما الثقلان؟ فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم: الاكبرُ كتابُ الله سببٌ طرفه بيد الله و طرفه بأيديكم فتمسّكوا به لم تزالوا و لا تضلّوا و الاصغرُ عترتى و انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض و سألت لهما ذلك ربّى فلاتقدّموهما فتهلكوا و لاتعلّموهما فانّهما اعلم منكم. بنگريد كه پس از من، با دو يادگار گرانبهاى من چگونه رفتار می‌كنيد؟ مردى برخواست و پرسيد: يا رسول الله دو أثر گرانبهاى شما چيست؟ فرمود: ثقل اكبر كتاب خداست وسيله اى كه جانبى از آن در دست خدا می‌باشد و طرف ديگر آن در اختيار شما قرار گرفته است پس به آن چنگ بزنيد كه نمى لغزيد و گمراه نمى شويد. و ثقل اصغر عترت من است كه همانا آن دو هرگز از همديگر جدا نمى شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همين اتحاد و يگانگى و جدايى ناپذيرى را براى آنها درخواست كرده‏ ام. پس بر اين دو پيشى نگيريد كه به هلاكت مى‏رسيد و سخنى به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند» (المعجم الكبير، الطبرانى، ج 3، ص 66) در نقل ديگرى از اين حديث فرمودند: «… فانظروا كيف تخلفونى فى الثقلين. فنادى مناد: و ما الثقلان يا رسول اللّه؟ قال: كتاب اللّه طرف بيد اللّه و طرف بأيديكم فاستمسّكوا به و لا تضلوا، و الآخر عترتى، و إن اللطيف الخبير نبأنى أنهما لن يتفرقا حتى يردا على الحوض، و سألت ذلك لهما ربى، فلا تقدموهما فتهلكوا، و لا تقصروا عنهما فتهلكوا، و لا تعلموهم فانهم أعلم منكم، ثم اخذ بيد على رضى الله عنه فقال من كنت أولى به من نفسه فعلىّ وليه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه. بنگريد كه پس از من، با دو يادگار گران‌بهاى من چگونه رفتار می‌كنيد؟

    پرسيدند: يا رسول الله دو أثر گرانبهاى شما چيست؟ فرمود: يكى كتاب خداست كه جانبى از آن در دست خدا مى‏باشد و طرف ديگر آن در اختيار شما قرار گرفته است به آن چنگ بزنيد و گمراه نشويد. و ديگرى عترت من است خداى لطيف و دانا، مرا مطّلع ساخته كه اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همين اتحاد و يگانگى را براى آنها درخواست كرده‏ ام. پس بر اين دو پيشى نگيريد كه به هلاكت مى‏رسيد و در مورد آنها كوتاهى نكنيد كه هلاك خواهيد شد. و سخنى به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند. سپس دست على (ع) را گرفت و فرمود: هر كه من نسبت به جان او، از خود او اولاترم، على هم اولاتر است به جان او. پروردگارا دوستش را دوست و دشمنش را دشمن بدار.» (المعجم الكبير، الطبرانى، ج 3، ص 167)

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست