خانه انجمن ها انجمن مهدویت آیا کسی از علمای اهل سنت منکر احادیث مهدویت شده است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #11046
    user003
    مدیر

    سوال:

    آیا کسی از علمای اهل سنت منکر احادیث مهدویت شده است؟

    جواب:
    برخی از علمای اهل سنّت درصدد انکار وتوجیه روایات مهدویت برآمده تا این موضوع مهم را در جامعه لوث کنند که از ان جمله می توان از افراد زیر نام برد:
    ۱ – ابن خلدون؛ او گرچه موضوع مهدویت را مشهور بین کافه اهل اسلام در گذر زمان ها می داند ولی با تمسک به قاعده (جرح، مقدم بر تعدیل است)(۱۴۰) درصدد ابطال روایات مهدویت برآمده است.(۱۴۱)
    ۲ – محمّد ابوزهره؛ او نیز خطّ ابن خلدون را ادامه داده ومی گوید: علمای اهل سنّت در سندهای این احادیث خدشه کرده اند، ولذا این عقیده را نزد اهل سنّت ثابت نمی داند.(۱۴۲)
    ۳ – سعد محمّد حسن از شیوخ ازهر؛ او نیز به دنبال نقّادین احادیث مهدویت رفته وحرف های انها را تکرار می کند.(۱۴۳)
    ۴ – محمّد فرید وجدی؛ او می گوید: (بسیاری از امامان حدیث، احادیث مهدویت را تضعیف نموده اند…).(۱۴۴)
    ۵ – احمد امین مصری؛ او نیز به کلام ابن خلدون رضایت داده است.(۱۴۵)
    ۶ – شیخ جبهان؛ او نیز از جمله کسانی است که گمان کرده احادیث مهدویت همگی باطل است.(۱۴۶)
    ۷ – شیخ سائح لیبیایی؛ او نیز از جمله کسانی است که احادیث مهدویت را نقد کرده است.(۱۴۷)
    پاسخ اجمالی: از انجا که تکیه گاه کلام عموم مخالفین احادیث مهدویت، ابن خلدون است، لذا در نقد کلمات انها به ردّ کلام ابن خلدون به صورت اجمالی بسنده می کنیم:
    ۱ – ابن خلدون هنگام نقد احادیث مهدویت تنها به برخی از روایات می پردازد، در حالی که روایات دیگری وجود دارد که از صحت سند برخوردار است. لذا دکتر بستوی ۴۶ روایت را با سند صحیح یا حسن در زمینه مهدویت در کتاب خود اورده است.(۱۴۸)
    ۲ – او تنها اسامی برخی از صحابه را نقل کرده که احادیث مهدویت را نقل کرده اند، در حالی که بیش از اینهاست، ولذا شیخ عبد المحسن بن حمد العباد اسامی ۲۶ نفر از صحابه را که ناقل احادیث مهدویتند نقل کرده است.(۱۴۹)
    ۳ – همو می گوید: (ابن خلدون شخصی موّرخ است نه رجالی ولذا به تضعیفات او توجهی نمی شود…).(۱۵۰)
    ۴ – اینکه ابن خلدون جرح را مقدم بر تعدیل می داند نزد اهل سنّت عمومیت ندارد؛ زیرا عوامل جرح نزد انان مختلف است. برخی با کوچک ترین جهت راوی را جرح می کنند؛ لذا متخصصان فن شرط کرده اند که علت جرح باید تفسیر شود که به چه جهتی بوده است. از جمله کسانی که این قاعده را قبول ندارند ابن حجر عسقلانی، قاضی سبکی، خطیب بغدادی، نووی، سخاوی، سیوطی وسندی است.
    دکتر عبد الحکیم بستوی می گوید: (حتی در صورتی که جرح در راوی به اثبات برسد، هر جرحی روایت را از اعتبار ساقط نمی کند، بلکه برخی از جرح ها است که شدید بوده ومستلزم ترک روایت است. وبرخی تا این حدّ نیست، بلکه راوی متّصف به جرح با غیر خود از کسانی که دارای اعتبارند تقویت شده وروایتش قابل احتجاج است).(۱۵۱)
    ۵ – ابن خلدون احادیث را احصا نکرده ونمی داند که از حدّ تواتر گذشته است ولذا احتیاج به بررسی سندی ندارد

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست