خانه انجمن ها انجمن امامت آیا قرآن امامت را به عنوان یک اصل از اصول دین بیان کرده است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #12058
    user003
    مدیر

    پاسخ اجمالی:
    از آنجا که امامت در دیدگاه علمای شیعه به معنای جانشینی حضرت رسول(ص) در همه شؤون هدایتگری و تربیتی و رهبری جامعه است و بایستی امام معصوم باشد و این مهم را فقط خداوند می داند و اوست که این جانشینان را معین می کند، لذا امامت نزد شیعیان یکی از اصول دین دانسته می شود.
    آیات بسیار زیادی از قرآن نیز به جایگاه این موضوع مهم تصریح یا اشاره دارد اما این آموزه مهم مثل دیگر اصول و فروع دین با همان ادبیات و طبقه بندی ای که در میان علمای علم کلام بیان می شود، در قرآن طبقه بندی نشده است.

    پاسخ تفصیلی:
    در قرآن مجید، درباره مسأله ولایت و امامت، دو بحث جداگانه وجود دارد:
    الف) «ولايت عامه»: يعنى هميشه و در هرعصر و زمان بايد امام و پيشوايى در ميان مردم از سوى خدا باشد خواه مقام نبوت و رسالت هم دارا باشد و يا تنها مقام ولايت را داشته باشد.(1) در این بعد از امامت اشاراتی در قرآن وجود دارد که برخی از آن ها عبارت اند از:
    1. آیه 7 سوره رعد: «انَّما انْتَ مُنْذرٌ وَ لِكُلِّ قومٍ هادٍ»؛ (تو فقط بيم دهنده اى و براى هر گروهى هدايت كننده اى است).
    همان طور که مشخص است خداوند متعال پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) را به عنوان انذار کننده، مخاطب قرار می دهد و هر قوم و عصری را صاحب پیشوا و هدایت گری مخصوص به خود می داند.
    2. آیه 119 سوره توبه: «يا ايُّهَا الَّذينَ آمنُوا اتَقوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقينَ» ؛ (اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد و با صادقان و راستگويان باشيد).
    در این آیه بعد از دعوت مومنین به تقوا، به آنها دستور داده می شود كه (همواره) با صادقان و راستگويان باشيد (تا گرفتار انحراف نشويد).(2)
    از مجموع اين آيات و همچنين از اطلاق آيه مورد بحث كه بودن با صادقان را بدون هيچ قيد و شرط ذكر مى كنند، نتيجه مى گيريم كه مسلمانان موظف اند با كسانى باشند كه از نظر ايمان و تقوا در اعلا درجه و از نظر علم و عمل و استقامت و جهاد در بالاترين سطح باشند. این آيه نمى گويد در زمره صادقان باشيد بلكه مى گويد همراه آنها باشيد، در حالى كه مى گويد از پرهيزكاران باشيد. اين نشان مى دهد كه‏ منظور [از مرتبه صادقین] مرحله اى بالاتر از مراحلى است كه مردم به آن مى رسند و روشن ترين مصداق اين معنى همان معصومان اند. اين از يک سو، از سوى ديگر دستور به همراه بودن با صادقان به طور مطلق و جدا نشدن از آنان بدون هيچ قيد و شرط، قرينه ديگرى بر معصوم بودن آنها است؛ زيرا پيروى بى قيد و شرط جز در مورد معصومان معنا ندارد.(3)
    ب) «ولايت و امامت خاصه» : بدین معنا كه بعد از پيامبر اسلام(صلى الله عليه و آله) چه كسى بايد عهده دار اين منصب و مقام الهى باشد.(4)
    درباره ولایت خاصه و چگونگی شناخت امام معصوم و جانشين الهى بعد از پيامبر(صلى الله عليه و آله) نیز می توان آیات بسیار زیادی را یافت که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به این آموزه الهی اشاره دارند. برخی از مهم ترین این آیات، مواردی هستند که در میان مفسرین و در طبقه بندی قرآن شناسان به این عناوین شناخته می شوند:
    1. آيه تبليغ و داستان غدير: یعنی آیه 67 سوره مائده: «يا ايُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَّلَغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ انَّ اللَّهَ لايَهْدِى الْقَومَ الكافِرينَ» ؛ (اى پيامبر! آنچه از سوى پروردگارت برتو نازل شده است به طور كامل [به مردم] ابلاغ كن و اگر چنين نكنى رسالت او را انجام نداده اى. خداوند تو را از [خطرات احتمالى] مردم حفظ مى كند و خداوند گروه كافران [لجوج] را هدايت نمى كند).
    اگر چه صحبت کردن در باره شأن نزول و بررسی و تحلیل کامل این آیه خود بحث بسیار مفصلی است، امّا در كتاب هاى بسيارى از دانشمندان اهل تسنن و همه كتب معروف شيعه، اعم از تفسير و حديث و تاريخ، آمده است كه آيه فوق در شأن حضرت(على عليه السلام) نازل شده است. اين روايات را گروه زيادى ازصحابه از جمله ابوسعيد خدرى، زيدبن ارقم، جابر بن عبداللَّه انصارى، ابن عباس، براء بن عازب، حذيفه، ابوهريره، ابن مسعود و عامر بن ليلى نقل كرده‏ اند و در روايات آنها آمده است كه اين آيه درباره حضرت على(عليه السلام) و داستان روز غدير نازل شده است.(5)
    2. آيه ولايت:‏ یعنی آیه 55 سوره مائده: «انَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذين آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» ؛ (سرپرست و ولىّ شما تنها خداست و پيامبر او و كسانى كه ايمان آورده اند همانها كه نماز را بر پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند).
    نزول اين آيه درباره على (عليه السلام) چيزى نيست كه بتوان آن را مورد ترديد و شک قرار داد و روايات متضافر بلكه متواتر از طرق اهل سنت و پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) در منابع حدیثی و تفسیری و تاریخی در اين زمينه نقل شده است.(6)
    3. آیه اولی الأمر: یعنی آیه 59 سوره نساء: «يا ايُّهَا الّذِينَ آمَنُوا اطيعُواللَّهَ و اطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِى الامْرِ مِنْكُمْ» ؛ (اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر(خدا صلى الله عليه و آله) و پيشوايان [معصوم] خود را).
    فرمان به اطاعت مطلقه از «اولى الامر» در كنار اطاعت رسول خدا(صلى الله عليه و آله) دليل بر اين است كه «اولى الامر» كسانى را شامل مى‏ شود كه در رديف رسول خدا( صلى الله عليه و آله)، یعنی جانشينان معصوم او هستند. زيرا اطاعت مطلقه در غير معصومان (عليهم السلام) ممكن نيست. در منابع معروف اسلامی مخصوصا منابع مشهور اهل سنت، احادیثی در تطبیق مصداق این آیه بر حضرت علی(علیه السلام) وارد شده است.(7)
    به خاطر چنین فهمی از آیات قرآن است که امامت از نظر شیعه از اصول دين و ريشه هاى اعتقادى است در حالى كه از نظر اهل سنت جزء فروع دين و دستورات عملى محسوب مى شود. بديهى است اين دو گروه به مسأله امامت يكسان نمى نگرند و طبيعى است كه تعريف واحدى نيز ندارند.(8)
    در نگاه غالب دانشمندان اهل سنت امامت با عناوینی شبیه این عناوین معرفی شده است: رياست و سرپرستى عمومى در امور دين و دنيا به عنوان جانشينى از پيامبر اسلام(صلى الله عليه و آله است) و جانشينى يک شخص از آن حضرت در برپا داشتن احكام شرع و پاسدارى از حوزه دين به طورى كه اطاعت او بر همه امت واجب باشد.
    مطابق اين تعريف ها امامت يک مسئوليت ظاهرى در حد رياست حكومت است؛ منتها حكومتى كه شكل دينى دارد و عنوان جانشينى پيامبر(صلى الله عليه و آله) را به خود گرفته است و طبعا چنين امامى مى تواند از سوى مردم برگزيده شود.
    امّا در نگاه شیعه، امامت تعریفی متفاوت دارد. از اين رو امامت در شرح «احقاق الحق» چنين تعريف شده: «هِىَ مَنْصَب الهى حائِز لِجَميعِ الشُّؤون الْكَريمَة وَ الْفَضائِل، الّا النُّبُوَّة وَ ما يُلازِم تِلْكَ الْمَرْتَبَةِ السّامِيَة»(9)؛ (امامت يک منصب الهى و خدادادى است كه تمام شئون والا و فضايل را در بر دارد جز نبوت و آنچه لازمه آن است). مطابق اين تعريف امام از سوى خداوند و به وسيله پيامبر(صلى الله عليه و آله) تعيين مى شود و همان فضايل و امتيازات پيامبر را – جز مقام نبوت – دارد و كار او منحصر به حكومت دينى نيست.
    به همين دليل اعتقاد به امامت نزد شیعیان جزئى از اصول دين محسوب مى شود نه يكى از فروع دين و وظايف عملى.
    علاوه بر معارف قرآنی در زمینه موضوع امامت، اعتقاد شیعیان درباره این موضوع برآمده از آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) است؛ امام رضا(علیه السلام) در تبیین جایگاه امامت می فرماید: «انِّ الِأمامَةَ زَمامُ الدّينِ وَ نَظامُ المُسْلِمينَ وَ صَلاحُ الدُّنيا وَ عَزِّ المؤمنينَ، انَّ الِأمامَةِ اسُّ الاسْلام النّامى و فَرعُهُ السّامى، بِالِأمامِ تَمامُ الصَّلاة وَالزَّكات وَالصَّيامَ و الْحجّ وَالْجَهاد وَ تَوْفيرُ الفيْئ‏وَ الصَّدَقات و إِمضاءُ الْحُدود وَالاحْكام، وَ مَنْعُ الثُّغُور و الأطْراف، الِامامُ يَحِلُّ حَلالَ اللَّه، وَ يَحْرُمُ حَرامَ اللَّه، وَ يُقيمُ حُدُودَاللَّه، وَ يَذُبُّ عَنْ دينِ اللَّه، وَ يَدْعوا إَلى سَبيلِ ربَّه‏» (10)؛ (امامت زمام دين و نظام مسلمين، صلاح دنيا و عزت مؤمنان است. امامت اساس اسلام بارور و شاخه بلند آن است. با امام نماز و زكات و روزه و حج و جهاد كامل مى شود و اموال بيت المال و انفاق به نيازمندان فراوان مى گردد و اجراى حدود و احكام و حفظ مرزها و جوانب كشور اسلام به وسيله امام صورت مى‏گيرد. امام حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام مى شمرد [و تحقق مى بخشد] و حدود الهى را برپا مى دارد و از دين خدا دفاع مى كند و به سوى راه پروردگارش به وسيله دانش و اندرز نيكو و دليل رسا و محكم دعوت مى كند).
    با این همه باید توجه داشت که «اصطلاح اصول و فروع دین» و تقسیم بندی هایی که ما امروزه از آموزه ها و معارف قرآنی و حدیثی می شناسیم، چیزی نیست که در خود قرآن کریم با این ادبیات مألوف مورد اشاره قرار گرفته باشد؛ آیات بسیاری در قرآن کریم به صراحت یا به اشاره معارفی را راجع به موضوعات اعتقادی ای همچون توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت و آموزه های عملی ای چون نماز، حج، زکات، جهاد و… بیان کرده اند، امّا بیان این آموزه ها و معارف در این کتاب مقدس به نحوی که در اصطلاح علمای علم کلام شناخته و طبقه بندی می شود نیست. مثلا این گونه نبوده که گفته شود اصول دین عبارت اند از توحید و نبوت و… و فروع دین عبارت از از نماز و زکات و… . به همین خاطر «عدم تصریح قرآن مجید» به «اصل یا فرع» بودن هر کدام از آموزه های دینی و عدم طبقه بندی آن آموزه ها در بیانات قرآن ذیل یکی از این دو دسته، منجر به مخدوش شدن جایگاه آنها نمی شود.

    (1). پيام قرآن‏، مکارم شیرازی، ناصر، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1386هـ.ش، چاپ نهم، ج 9، ص 43 و 44(با تلخیص).
    (2). همان، ص 49.
    (3). همان، ص 50 و 51.
    (4). همان، 43 و 44(با تلخیص).
    (5). همان، ص 172.
    (6). همان، ص 196.
    (7). همان، ص 206.
    (8). التحقيق فی كلمات القرآن الكريم‏، مصطفوى، حسن‏، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368 هـ.ش، چاپ اول‏، ج 1، ص 132.
    (9). احقاق الحق و ازهاق الباطل‏، مرعشی، قاضی نور الله، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، بی تا، ج 2، ص 300.
    (10). الكافی، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407هـ.ق، چاپ چهارم‏، ج 1، ص 200.
    کلیدواژه ها:

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست