خانه انجمن ها انجمن مهدویت آیا عدالت خواهی فطری است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #10947
    مهدی دقیقی
    مدیرکل

    در بین صاحب نظران بحث است که آیا میل به عدالت با قطع نظر از منافع شخصی انسان، فطری است ودر نهاد انسان وجود دارد یا خیر؟
    اسلام معتقد است که در نهاد بشر عدالت خواهی وجود دارد، گرچه منافعش را نیز تامین نکند. اگر بشر خوب تربیت شود به جایی می رسد که خودش واقعا عدالت خواه می شود. برای اثبات این مطلب می توانیم مواردی را عرضه کنیم که افرادی عادل وعدالت خواه بوده اند در حالی که منافعشان هم ایجاب نمی کرده است ولی عدالت، ایده وهدف وارزویشان بوده است، بلکه عدالت را در حدّ یک محبوب دوست داشته اند وخودشان را فدای راه عدالت کرده اند.
    در مقابل، اکثر فیلسوفان اروپا معتقدند که در نهاد بشر چنین قوه ونیرویی اساسا وجود ندارد، وهمین فکر است که دنیا را به اتش جنگ سوق داده ومی دهد. انان معتقدند که عدالت اختراع مردان زبون است؛ زیرا مردان ضعیف وزبون وقتی در مقابل افراد قوی قرار گرفتند چون زور نداشتند با انها مبارز کنند کلمه عدالت را اختراع کردند که عدالت خوب است وانسان باید عادل باشد. ودلیلش هم این است که همین شخص طرفدار عدالت اگر خودش زورمند شود همان کاری را خواهد کرد که ان زورمند سابق می کرد.
    (نیچه)، فیلسوف معروف المانی می نویسد: (چقدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده ام وقتی دیده ام ضُعفا دم از عدالت وعدالت خواهی می زنند. نگاه می کنم می بینم اینها که می گویند عدالت، چون چنگال ندارند. می گویم: ای بیچاره! تو اگر چنگال می داشتی هرگز چنین حرفی را نمی زدی).
    این گروه خود نیز بر دو دسته اند: یک دسته می گوید: عدالت را به عنوان یک ارزو نباید به دنبالش رفت، بلکه باید به دنبال قوت ونیرو رفت. وگروهی دیگر معتقدند که به دنبال عدالت باید رفت از ان جهت که منافع فرد در ان است نه از جهت مطلوبیت ذاتی ان. برتراند راسل فکرش چنین است.
    ولی از همه این اقوال که بگذریم هنگامی که به فطرت خود باز می گردیم درمی یابیم که موضوع عدالت خواهی از امور فطری بشر است.
    فطری بودن عدالت خواهی را از چند راه می توان به اثبات رسانید:
    ۱ – درون کاوی ومطالعه حالات روانی؛ زیرا گرایش های فطری از نهاد روح وجان انسان سرچشمه گرفته واز پدیده های روانی اوست.
    ۲ – رجوع به ارای روان شناسان که به فعالیت های روانی ورفتارهایی که نمودار انها است می پردازد.
    آیا از راه براهین فلسفی می توان ضرورت حکومت عدل جهانی را به اثبات رساند؟

    فلاسفه اسلامی (قسر دائم) و(قسر اکثری) را در عالم طبیعت محال وامری نشدنی می دانند.
    مقصود از (قسر دائم) ان است که حقیقتی از حقایق هستی در دوره روزگارش از خواسته طبیعی خود محروم باشد. مثلا اتش هیچ گاه حرارت نداشته باشد یا در جهان نیرویی باشد که از اغاز پیدایش اتش تا هنگامی که اتش در جهان وجود دارد از حرارت اتش جلوگیری کند. این امری محال است، که در فلسفه به اثبات رسیده است.
    مقصود از (قسر اکثری) ان است که طبیعت در اکثر دوره عمرش از اقتضای ذاتی خود محروم باشد. این را هم فلاسفه محال می دانند. این نظریه فلسفی که به شکل قانون در جهان هستی جاری است به ما می گوید که روزگار ظلم وجور در بشر سپری خواهد شد وبه جای ان روزگار عدل وداد خواهد امد.
    این نظریه فلسفی می گوید: قسر انسانیت در عمر او محال است، چنان که در بیشتر عمر او نیز محال خواهد بود. پس روزگاری خواهد امد که روزگار انسانیت باشد. وبه یقین روزی خواهد امد که بشر از اسارت وبردگی حیوان صفتان رهایی یابد ودر سایه مهر انسان ها زیست کند وزندگی داشته باشد.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست