خانه انجمن ها انجمن فاطمیه آیا طبق گفته ابن تیمیه، روایت «حرمت آتش بر فاطمه(علیها السلام) و فرزندانش» جعلى و ساختگى است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #11617
    user003
    مدیر

    پاسخ اجمالی:
    ابن تیمیه مى گوید: حدیثى را که علامه حلى از پیامبر(ص) نقل کرده که: «فاطمه، پاکدامنى پیشه کرد، پس خداوند آتش را بر او و فرزندانش حرام کرد»، به اتفاق حدیث شناسان دروغ است. در پاسخ باید گفت: حدیثى که بسیارى از حفّاظ همچون حاکم، خطیب بغدادى، بزّاز، ابویعلى، عقیلى، طبرانى، ابو نعیم، محبّ طبرى، ابن حجر، سیوطى و… نقل کرده و صحّت آن را تأیید نموده اند، چگونه بر دروغ  بودن آن اجماع شده؟  ضمنا مقصود حدیث این است که: حضرت فاطمه و ذرّیه ایشان به حدی از پاکدامنی رسیده اند که مرتکب معصیت نمی شوند.

    پاسخ تفصیلی:
    ابن تیمیه مى گوید:
    حدیثى را که علاّمه حلّى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل کرده که: «إنّ فاطمة أحصنتْ فَرْجها فحرَّمَها اللهُ و ذرَّیَّتها على النّارِ»؛ (فاطمه، پاکدامنى پیشه کرد، پس خداوند آتش را بر او و فرزندانش حرام کرد)، به اتّفاق حدیث شناسان دروغ است. و دروغ بودنش براى دیگران نیز اکنون آشکار خواهد شد؛ این کلام که «فاطمه پاکدامنى پیشه کرد و خدا آتش را بر او و فرزندانش حرام کرد»، قطعاً باطل است؛ چون ساره نیز پاکدامن بود ولى خدا آتش را بر همه فرزندان او حرام نکرد، و همچنین صفیّه عمّه پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) با وجود پاکدامنیش، فرزندانش برخى خوب و نیکوکار و برخى ظالم و ستمگر شدند.
    خلاصه، زنان پاکدامن بى شمارند و عددشان را تنها خدا مى داند و فرزندان آنها بعضى نیکوکار و بعضى فاسد، بعضى مؤمن و بعضى کافر هستند؛ پس مزیّت و برترى فاطمه به خاطر پاکدامنى او نیست؛ زیرا او در این ویژگى با بیشتر زنان مؤمنان یکسان است.(1)
    در پاسخ مى گوییم:
    شگفتا از این مرد که گمان مى کند اجماع و اتّفاق به میل و اراده اوست که هر گاه از آیه یا حدیثى، یا مسأله یا عقیده اى خوشش نیامد به جامعه علمى دستور بدهد که اتّفاق کنید، و مرده و زنده نیز بلافاصله مى گویند لبّیک لبّیک و اجماع مى کنند و آنگاه او به اجماعشان استدلال مى کند! به خدا سوگند! اگر انسان از دروغگویى و بیهوده گویى نهى نشده بود، بیش از آنچه این مرد گفته، نمى توانست بگوید.
    اى کاش مى دانستیم چگونه حدیثى که بسیارى از حفّاظ و آگاهان به حدیث همچون حاکم، خطیب بغدادى، بزّاز، ابویعلى، عقیلى، طبرانى، ابن شاهین، ابو نعیم، محبّ طبرى، ابن حجر، سیوطى، متّقى هندى، هیثمى، زرقانى، صبّان و بَدَخشى(2) نقل کرده و صحّت آن را تأیید نموده اند، بر دروغ بودن و بطلانش اجماع وجود دارد؟! اى کاش او به چند نفر از کسانى که ادّعا مى کند حکم به کذب آن نموده اند اشاره مى نمود و ما را با آثار و سخنان آنان آشنا مى ساخت.
    آیا دور از عقل نیست که با یک سرى توهّمات و خیال بافى ها و شبهه اندازى ها حدیثى را که صحّتش ثابت و مورد تأیید است، مورد بحث و نقد و جدال قرار داد؟! آرى، اصلاً عادت او در برابر فضایل اهل بیت که ناخوشایند اوست، همین است. باید پرسید که میان عفّت و پاکدامنى و حرام بودن آتش براى فرزندان چه ملازمه اى وجود دارد که بتوان با امثال ساره و صفیّه و زنان مؤمنه دیگر آن را نقض کرد؟ [پاکدامنی علت تامه برای حرام بودن آتش بر فرزندان نمی باشد] بلکه این فضیلت، ویژه سرور زنان، فاطمه(علیها السلام) است، و چه بسیارند فضایلى که به آن حضرت اختصاص دارند و زنان با فضیلتى چون ساره و مریم و حوّا و دیگر زنان از آنها بى بهره اند؛ بنابراین اگر امتیاز خاصّى به فرزندان او اختصاص داده شود مشکلى ایجاد نخواهد کرد و از این قبیل امتیازات براى آنان کم نیست.
    و علاّمه زرقانى مالکى در ردّ این ملازمه خیالى، در «شرح المواهب» مى گوید:
    این حدیث را ابویعلى و طبرانى و حاکم از ابن مسعود نقل کرده اند، و حاکم آن را صحیح دانسته است، و براى آن شواهد زیادى است. و مترتّب کردن حرمت آتش بر ذرّیه آن حضرت، بر صفت پاکدامنى با اشاره به حضرت مریم براى این است که اوّلاً: مزیّت و برترى او را در پاکدامنى آشکار سازد. و ثانیاً: صفت پاکدامنى را مدح کرده و اهمّیت آن را آشکار سازد، وگرنه آن حضرت به حکم نصوص فراوان، بر آتش حرام است.(3)
    و این حدیث با احادیث فراوان دیگر تأیید مى شود:
    مانند حدیث ابن مسعود: «إنّما سُمِّیَتْ فاطمة لأنَّ الله قد فَطَمَها و ذُرِّیتها عن النار یوم القیامة»(4)؛ (او فاطمه نامیده شده است؛ زیرا خداوند در روز قیامت، او و فرزندانش را از آتش بریده و جدا کرده است (خدا آتش را بر او و فرزندانش حرام کرده است)).
    و سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله) خطاب به فاطمه: «إنّ اللهَ غیرُ معذِّبِکِ و لا أحداً من وُلدکِ»(5)؛ (خداوند تو و أحدى از فرزندانت را عذاب نخواهد کرد).
    و سخن حضرت خطاب به على(علیه السلام): «إنّ اللهَ قَد غَفَر لک وَ لذُرّیَّتِک»(6)؛ (خدا تو و فرزندانت را بخشیده است).
    و سخن حضرت: «وَعَدنی ربّی فی أهل بیتی من أَقَرَّ منهم بالتوحید و لی بالبلاغ أنّه لا یُعذِّبُهم»(7)؛ (پروردگارم وعده داده است که اهل بیت من چنانکه به یگانگى خدا و پیامبر بودن من اقرار داشته باشند، آنان را عذاب ننماید).(8)
    با وجود این همه روایات که شیعه و سنی آنها را ذکر کرده چیزی جز حسادت و دشمنی نمی تواند باعث شود که امثال ابن تیمیه شروع به بهانه جویی و انکار فضائل اهل بیت کنند. عجیب تر این است که او و امثالش از طرفی بر اساس روایتی ضعیف و جعلی خبیث ترین انسان ها را به صرف رؤیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) عادل دانسته اند اما در مورد فضائل اهل بیت با وجود روایات معتبر نزد فریقین این گونه گستاخی می کنند!. ضمن اینکه در روایت مذکور، مقصود این نیست که با وجود گناه از آتش حفظ می شوند بلکه فاطمه(علیها السلام) و ذرّیه ایشان به حدی از پاکدامنی رسیده اند که مرتکب معصیت نمی شوند و لذا مستحق آتش نیستند. مصداق اصلی این روایت ائمه معصومین هستند و در مورد غیر معصومین هم حتی دوست داران حضرت زهرا(علیها السلام) اگر از خطاهای خود توبه کنند بخاطر این محبت بخشیده می شوند.

    (1). منهاج السنّة، ج 2، ص 126.
    (2). مراجعه شود: مستدرک حاکم، ج 3، ص 152؛ تاریخ بغداد، ج 3، ص 54؛ مسند بزّاز، ج 5، ص 223، ح 1829؛ وابویعلى نیز این روایت را در مسند کبیر خود (آن گونه که در المطالب العالیة(ج 4، ص 70، ح 3978) آمده است) نقل کرده است؛ و المعجم الکبیر، طبرانى، ج 22، ص 406، ح 1018؛ و الثغور الباسمة، سیوطى، ص 46 و… .
    (3). شرح المواهب زرقانى، ج 3، ص 203.
    (4). تاریخ ابن عساکر، ج 17، ص 770؛ و در مختصر تاریخ دمشق، ج 26، ص 286؛ الصواعق، ص 96 (ص 160).
    (5). این حدیث را طبرانى در المعجم الکبیر (ج 11، ص 210، ح 11685) با سندى که راویانش ثقه اند نقل کرده، و ابن حجر در الصواعق، ص 96 و 140 (ص 160 و 235) صحّت آن را تأیید کرده است.
    (6). الصواعق، ص 96و139و140 (161و232و235).
    (7). حاکم در مستدرک، ج 3، ص 150 (ج 3، ص 163، ح 4718)، و جمع دیگرى همچون سیوطى آن را نقل کرده اند (الجامع الصغیر، سیوطى، ج 2، ص 716، ح 9623؛ کنزالعمّال، ج 12، ص 96، ح 34156).
    (8). گردآوری از کتاب: گزیده ای جامع از الغدیر، علامه شیخ عبدالحسین امینی، ترجمه محمد حسین شفیعی شاهرودی، موسسه میراث نبوت، چاپ سوم، ص 308.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست