خانه انجمن ها انجمن فاطمیه آیا در تاریخ مطلبی راجع به ندامت ابوبکر از بی حرمتی به خانه وحی آمده است؟

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #11549
    user003
    مدیر

    پاسخ اجمالی:
    با توجه به روایات معتبر در منابع اهل سنت، ابوبکر به هنگام مرگ، اموری را آرزو می کرد و می گفت: «ای کاش حرمت خانه فاطمه را هتک نمی کردم». این اعتراف ابوبکر و پشیمانی او از عمل انجام گرفته در زمان خلافتش به خوبی این را می رساند که این عمل ننگین یقیناً واقع شده و آنچه در کتب از آن یاد می شود افسانه نیست بلکه عین واقعیت است.

    پاسخ تفصیلی:
    مورّخان و محدثان یاد آور می شوند، هنگامی که آیه مبارکه: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه …»؛ (این چراغ پر فروغ در خانه هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند [تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد]؛ خانه هایی که نام خدا در آنها برده می شود،…)(1)، بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) نازل شد، پیامبر(صلی الله علیه وآله) این آیه را در مسجد تلاوت کرد، در این هنگام شخصی برخاست و گفت: ای رسول گرامی: مقصود از این بیوت با این اهمیت کدام است؟

    پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: خانه های پیامبران!

    ابوبکر برخاست در حالی که به خانه علی و فاطمه(علیهما السلام) اشاره می کرد، گفت: آیا این خانه از همان خانه هاست؟

    پیامبر(صلی الله علیه وآله) در پاسخ فرمود: بلی از برجسته ترین آنهاست(2).

    پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه وآله) مدت نه ماه بر در خانه دخترش فاطمه(علیها السلام) می آمد، و بر علی و فاطمه(علیهما السلام) سلام می کرد(3) و این آیه را می خواند: «انّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»؛ (خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد).(4)

    خانه ای که مرکز نور الهی است و خدا بر ترفیع آن امر فرموده و از احترام بسیار بالایی برخوردار است و باید مورد احترام قاطبه مسلمانان باشد. اکنون باید دید آیا پس از درگذشت پیامبر(صلی الله علیه وآله) تا چه اندازه حرمت این خانه محفوظ ماند!

    در این مورد روایات زیادی به خصوص در کتب اهل سنت وارد شده که نشانگر اعتراف مهاجمان به حرمت شکنی خانه علی و فاطمه(علیها السلام) است.

    ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی(260- 360) که ذهبی در میزان الاعتدال وی را معتبر می داند(5) در کتاب المعجم الکبیر که کراراً هم به چاب رسیده است، می نویسد: ابوبکر به هنگام مرگ، اموری را آرزو می کرد و می گفت: «وددت أنی لم اکن أکشف بیت فاطمه و ترکته…»؛ (ای کاش حرمت خانه فاطمه را هتک نمی کردم و آن را به حال خود و اگذار می کردم).(6)

    ابن عبد ربّه اندلسی مؤلف کتاب العقد الفرید(م 463) در کتاب خود از عبد الرحمن بن عوف نقل می کند: «من در بیماری ابوبکر بر او وارد شدم تا از او عیادت کنم، او گفت: آرزو می کنم ای کاش سه چیز را انجام نمی دادم. و یکی از آن سه چیز این است: «وددت انّی لم أکشف بیت فاطمه عن شیء و ان کانو اغلفو علی الحرب»؛ (ای کاش خانه فاطمه را نمی گشودم، هر چند آنان برای نبرد درب خانه را بسته بودند).»(7)

    مسعودی(م 325) در مروج الذهب می نویسد: «آنگاه که ابوبکر در حال احتضار بود چنین گفت: سه چیز را انجام دادم و تمنّا می کردم که ای کاش انجام نمی دادم؛ یکی از آن سه چیز این بود: «فوددت انی لم اکن فتشت بیت فاطمه و ذکر فی ذلک کلاماً کثیراً»؛ (آرزو می کردم که ای کاش حرمت خانه زهرا(علیها السلام) را هتک نمی کردم).»(8)

    ابو عبیده قاسم بن سلام، (م 234) در کتاب الأموال که مورد اعتماد فقهای اهل سنّت است می نویسد: عبدالرحمن بن عوف می گوید: «در بیماری ابوبکر برای عیادش به خانه او رفتم، پس از گفتگوی زیاد، گفت: ای کاش سه چیز را که انجام داده ام، انجام نمی دادم، یکی از آن سه چیز این است که: ای کاش حرمت خانه فاطمه را نمی گشودم و آنرا به حال خود وا می گذاشتم.»(9)

    با توجه به روایات معتبر وارد شده از منابع اهل سنت به اعتراف ابوبکر و پشیمانی او از عمل انجام گرفته در زمان خلافتش به خوبی این را می رساند که این عمل (تهاجم به خانه وحی) یقیناً واقع شده و آنچه در کتب از آن یاد می شود افسانه نیست بلکه عین واقعیت است.

    (1). سوره نور، آیه 36.
    (2). درالمنثور، ج 6، ص 203؛ روح المعانی، ج 18، ص 174.
    (3). درالمنثور،ج 6، ص 606.
    (4). احزاب، آیه 33.
    (5). میزان الاعتدال، ج 2، ص 195.
    (6). معجم الکبیر طبرانی، ج 1، ص 34، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی.
    (7). عقدالفرید، ج4، ص 93، چاپ مکتبةالهلال؛ و تاریخ طبری، ج 2، ص 353، چاپ دارالکتب العلمیه، بیروت؛ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 46 و47؛ انساب الاشراف، ج 10، ص 346؛ تاریخ الاسلام، ج 3، ص 118؛ تاریخ طبری، ج 3، ص430.
    (8). مروج الذهب، ج 2، ص 301، چاپ دارالاندلس، بیروت.
    (9). الأموال، ص 144، چاپ بیروت.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.
فهرست